پیشینه

برای اولین بار در سال ۱۹۹۶ دکتر Pestronk هنگام مشاهده اسلاید های میکروسکوپی بافت عضله بیماری که از درد و ضعف عضلانی رنج می برد متوجه نکته عجیبی شد: سلول های فاگوسیتر که معمولا از بقایای سلول های مرده تغذیه می کنند به دور فیبر های عضلانی تجمع پیدا کرده بودند. با گذشت ۲۲ سال از این اتفاق تنها ۳ بیمار دیگر با وضعیت مشابه گزارش شده است. آزمایشات بیوپسی تهیه شده از بیماران نشان داد عضله افراد توسط سلول های فاگوسیتر بدن مورد هدف قرار گرفته است و بدین ترتیب سندرم مربوطه به صورت large-histocyte-related immune myopathy نامگذاری شد.
این بیماری ارثی و مادر زادیست .(قاسمی،معصومه:۱۳۹۱)
روش های آموزش به این افراد بسیار منحصر به فرد و خاص است .
گاها از روش پکس و کارت خوانی و آموزش های مربوط به طیف اتیسم برای آنها استفاده میشود.
طبق پژوهش ها ی انجام شده یادگیری این کودکان به علت هوش عادی با روش های خاص تدریسی بسیار عالی پر بازده و در حد نرمال خواهد بود .(طاهری ،انیسه:۱۳۹۱)



[ بازدید : 0 ] [ امتیاز : 0 ] [ نظر شما :
]
[ يکشنبه 29 فروردين 1400 ] [ 16:06 ] [ shokooh ]
[ ]

چکیده:

اصولا خجالت یا کمرویی یک عاطفه اجتماعی است.این حالت از احساس کم خودبینی سرچشمه می گیرد. ودر برخی موارد آنقدرشدت می یابدکه تمامی شخصیت فرد را تحت تاثیر قرار می دهد.کودک منزوی نیاز دارد تا احساس کند. عضو با ارزش یک یاچندگروه است.معلم اگاه باید توجه داشته باشد که کودک کمرو نیز دارای توانایی ها وشایستگی های ویژه ای است که با راهنمایی وتشویق میتوان انها را دریک فعالیت گروهی به کارگرفت.

انسان موجودی اجتماعی است و به برقراری ارتباط با دیگران نیازمند است. بسیاری از نیازهای عالیه انسان و شکوفا شدن استعدادها و خلاقیت‌هایش تنها از طریق تعامل بین فردی و ارتباطات اجتماعی می‌تواند ارضا شود و به فعالیت درآید.امسال با دانش آموزی کمرو رو به رو بودم که این کمرویی هم او را از نظر تحصیلی و هم تعاملی دچار ضعف کرده بود.

بنابراین لازم است این معضل را بررسی کرده و گامی ‌در جهت رفع آن ‌ برداریم. ما در این گزارش علل و ریشه کم رویی دانش آموز را بررسی کردیم و درصدد چاره ایی برای آن برامده ایم.

مقدمه


در ﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ درﺻﺪ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻬﯽ از ﮐﻮدﮐﺎن، ﻧﻮﺟﻮاﻧﺎن و ﺑﺰرﮔﺴﺎﻻن ﺑﺪون آن ﮐﻪ ﺗﻤﺎﯾﻠﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻧﺎﺧﻮاﺳﺘﻪ ﺧﻮدﺷﺎن را در ﺣﺼﺎری از ﮐﻤﺮوﯾﯽ ﻣﺤﺒﻮس و زﻧﺪاﻧﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و ﺷﺨﺼﯿﺖ واﻗﻌﯽ و ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﺎی ارزﺷﻤﻨﺪ اﯾﺸﺎن در ﭘﺲ ﺗﻮده ای از اﺑﺮﻫﺎی ﺗﯿﺮه ی ﮐﻤﺮوﯾﯽ، ﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ.

ﭼﻪ ﺑﺴﯿﺎر داﻧﺶ آﻣﻮزان و داﻧﺸﺠﻮﯾﺎن ﻫﻮﺷﻤﻨﺪ و ﺧﻼﻗﯽ ﮐﻪ در ﻣﺪارس و داﻧﺸﮕﺎه ﻫﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﮐﻤﺮوﯾﯽ و ﻣﻌﻠﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻫﻤﻮاره از ﻧﻈﺮ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ و ﻗﺪرت ﺧﻼﻗﯿﺖ و ﻧﻮآوری ﻧﻤﺮه ی ﮐﻤﺘﺮی از ﻫﻤﺴﺎﻻن ﻋﺎدی ﺧﻮد ﻋﺎﯾﺪﺷﺎن ﻣﯽ ﺷﻮد؛ ﭼﺮا ﮐﻪ ﮐﻤﺮوﯾﯽ ﯾﮏ ﻣﺎﻧﻊ ﺟﺪی ﺑﺮای رﺷﺪ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﺎ و ﺧﻼﻗﯿﺖ ﻫﺎی ﻓﺮدی اﺳﺖ.

ﭘﺪﯾﺪه ی ﮐﻤﺮوﯾﯽ در ﺑﯿﻦ ﺑﺰرﮔﺴﺎﻻن و اﻓﺮاد ﻣﺴﻦ ﺑﺴﯿﺎر ﭘﯿﭽﯿﺪه ﺗﺮ اﺳﺖ و ﭼﻨﯿﻦ ﭘﯿﭽﯿﺪﮔﯽ رواﻧﯽ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ در اﻏﻠﺐ ﻣﻮارد، ﻧﯿﺎزﻫﺎی دروﻧﯽ، ﺗﻤﺎﯾﻼت، اﻧﮕﯿﺰه ﻫﺎ، ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﺎ، ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎ، ﻫﺪف ﻫﺎ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎی ﺷﻐﻠﯽ، ﺣﺮﻓﻪ ای و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﯾﺸﺎن را ﺑﻪ ﻃﻮر ﺟﺪی ﻣﺘﺄﺛﺮ و دﮔﺮﮔﻮن ﮐﻨﺪ.

ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ ﭘﺪﯾﺪه ی ﮐﻤﺮوﯾﯽ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﺒﺎﻧﯽ روان ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ آن از اﯾﻦ رو ﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤﯿﺖ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ﻫﻤﻪ ی ﻣﺎ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ای ﺗﺠﺎرﺑﯽ از ﮐﻤﺮوﯾﯽ را در ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ داﺷﺘﻪ اﯾﻢ.

ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﻫﺎی ﭘﮋوﻫﺸﯽ ﻣﻮﯾّﺪ آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﻤﺮوﯾﯽ ﺑﺎ ﻣﻘﺎدﯾﺮ ﻣﺘﻔﺎوﺗﯽ از اﺿﻄﺮاب، اﻓﺴﺮدﮔﯽ، ﻋﺎﻃﻔﻪ ی ﻣﻨﻔﯽ (آﻟﻔﺎﻧﻮ، ﺟﻮﯾﻨﺮ و ﭘﺮی، 1994؛ ﺟﻮﯾﻨﺮ، 1997، دﯾﻞ و اﻧﺪرﺳﻮن، 1999)، ﻋﺰت ﻧﻔﺲ ﭘﺎﯾﯿﻦ و اﺣﺴﺎس ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ (ﺟﻮﻧﺰ، ﺑﺮﯾﮕﺰ و اﺳﻤﯿﺖ، 1986) راﺑﻄﻪ دارد.

ﻧﻮﺟﻮاﻧﯽ، ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ دوره ﺣﺴﺎس و ﺑﺤﺮاﻧﯽ از وﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎی ﺧﺎﺻﯽ ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ و ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﻣﺸﮑﻞ و ﻧﺎرﺳﺎﯾﯽ و ﺳﻮء رﻓﺘﺎر در اﯾﻦ دوره ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻧﻮﺟﻮان را از ﻧﺴﯿﺮ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ و رﺷﺪ ﻣﻨﺤﺮف ﺳﺎزد.

ﮐﻤﺮوﯾﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﻋﺎﻣﻞ ﺧﻄﺮﻧﺎك رواﻧﯽ-اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺑﺮوز ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺿﻌﯿﻒ و آﺳﯿﺐ زا در ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﻨﺘﻬﯽ ﮔﺮدد (ﮔﻠﺪرﺑﺮگ و اﺳﻤﯿﺖ، 2001).

در اینجا بر آنیم که مشکل کمرویی یکی از دانش آموزان را تا حد امکان رفع نماییم.


تحلیل موقعیت

توصیف

اینجانب مینا علیان در سال ۹۹_۱۴۰۰ به عنوان معلم قرآن پایه ی هفتم در مدرسه ی فاطمه زهرا در یک‌کلاس ۲۵ نفره مشغول به خدمت میباشم .

این مدرسه ی۱۲ کلاسه دارای یک نمازخانه، یک‌آزمایشگاه ، یک کتابخانه و یک اتاق مشاوره میباشد و کادر مدرسه با همکاری هم و صمیمیت سعی میکنند تا حد امکان از مشکلات دانش آموزان بکاهند.

امسال بنده با دانش آموزی خجالتی و بسیار کمرو به نام @@@ روبه رو شدم که کمرویی او به پایین آمدن عملکرد او در تحصیل و تعامل منجر شده بود .

استنباط

به نظر میرسد @@@ از بچگی با مشکل کمرویی رو به رو بوده و این مشکل در مدرسه با ارزیابی تحصیلی خود را بیشتر نشان داده است. چرا که دانش آموز حتی اگر علم سوال یا فعالیتی را داشته باشد ، کمرویی به او اجازه ی عملکرد مطلوب و بازدهی مناسب را نمیدهد.


بازنگری

@@@دانش آموز پایه ی هفتم بسیار کمرو است و این کمرویی اثرات مخربی بر بازدهی و عملکرد تحصیلی و اجتماعی او گذاشته و او را به یک فرد منزوی و ضعیف در تحصیل تبدیل کرده است.

تا این مشکل بیش از این ریشه ندوانده است باید هر چه زود تر اقدامات لازم جهت رفع این مشکل انجام شود.


قضاوت و مسئله یابی

خجالتی بودن و کمرویی کودکان یک ویژگی شخصیتی است که معمولاً ‌دلیل آن کمبود اعتمادبه‌نفس است، درواقع مشخصه اصلی این کودکان محدود شدن دامنه تعاملات اجتماعی است و کودک در محیط‌های مختلف دچار مشکلات گوناگونی می‌شود.

@@@ در موقعیت های تعاملی و تحصیلی از خردسالی تا کنون دچار مشکل است و باید هر چه سریع تر در جهت بهبود وضعیت وی گام هایی برداشته شود.


تبیین مسئله

کمرویی در کودکان یکی از رفتارهایی است که در صورت عدم توجه و بررسی دقیق آن ممکن است، آسیب‌های جدی به آینده کودک وارد کند. کمرویی احساس خجالت ناشی از افراد ناآشنا به ویژه در موقعیت‌های جدید است. کمرویی توانایی کودک را در انجام یا گفتن آنچه می‌خواهد، محدود می‌کند. همچنین مانع از ایجاد ارتباط با همکلاسی‌ها یا همسن و سالانش می‌شود. کمرویی اغلب با اعتماد به نفس پایین ارتباط دارد. همچنین ممکن است یکی از علائم اختلال اضطراب اجتماعی و یا اختلالات دیگر روانشناختی باشد. کمرویی هر چه در سنین پایین‌تر درمان شود، کمتر در شکل گیری شخصیت کودک مشکل ایجاد می‌کند.

حدود 15 درصد از نوزادان با گرایش به کمرویی متولد می‌شوند. تحقیقات نشان داده است اگرچه عامل ژنتیک تاثیرگذار است، اما تمایل به کمرویی بسیار تحت تأثیر سبک ارتباطات و محیط است.

با توجه به خطرات و اثار مخرب کم رویی بر زندگی بر آنیم تا مشکل کمرویی یکی از دانش آموزان را تا حد امکان حل نماییم.

اهداف :

هدف کلی

حل مشکل کم رویی مریم دانش آموز کلاس هفتم.


نمونه :

مریم ، دانش آموز پایه هفتم که نشانه های کم رویی در او مشاهده شده است.




اهداف جزیی

۱_شناسایی عوامل ایجاد کمرویی مریم

۲_حذف عوامل به وجود آورنده و تشدید کننده ی کم رویی مریم

۳_ارائه و انجام راهکار هایی برای رفع کم رویی مریم و بهبود وضعیت اجتماعی و تحصیلی او.


راه حل ها:

۱)ایجاد یک رابطه ی صمیمی با دانش آموز بر مبنای درک متقابل

۲)برگزاری جلسه توجیهی با والدین برای کاهش انتظارات

۳)دادن مسئولیت های ساده که به خوبی از پس آن بربیاید برای افرایش اعتماد به نفس.

۴)دادن نقش های اجتماعی به کودک

(خوشبختانه تمامی راهکار ها قابل اجرا میباشد)


اجرای راهکار ها


ابتدا جلسه ای با والدین جهت توجه والدین با هماهنگی مدیر و مشاور مدرسه ترتیب دادم و با آنها در ارتباط با تاثیرات بد انتظارات بالا صحبت کردم و به آنها گفتم زمانی که کودک شما از پس انتظارات شما بر نمی آید احساس بی کفایتی کرده و کمرویی او تشدید میگردد.

سپس با درک متقابل و استفاده از هم حسی و کلماتی مانند من هم همینطور سعی کردم به دانش آموز نزدیک شده و با او رابطه ای صمیمانه برقرار کنم.

در مرحله ی بعد با مسئولیت های ساده که به طور کامل ازپسشان بر می آمد سعی کردم با تشویق و تقویت مثبت قدرت و توانایی بالا را در ذهن او القا کنم .

شواهد ۲

دانش آموز پس از ارائه راهکار ها هم از نظر تحصیلی و هم از نظر اجتماعی عملکرد بهتری داشت .

نمرات او حاکی از پیشرفت تحصیلی و فعالیت های او در کلاس نشان دهنده ی برقراری تعاملات اجتماعی خوب او بود .

نتایج

پس از مشاهده ی نشانه های کم رویی و شناسایی کم رویی دانش آموز و به مطالعه در ارتباط با کم رویی عوامل و راهکار های آن پرداخته و با متناسب سازی راه حل های لازم را ارائه داده و اجرا کردم.

خوشبختانه پس از گذشت سه ماه از اجرای راهکار ها عملکرد این دانش آموز چه از نظر تحصیلی و‌چه از نظر اجتماعی بهبود یافت.

منابع .

- (اكبري،‌ مشكلات نوجواني و جواني، انتشارات معبود، 1374).

- (افروز، روانشناسي كمرويي و روش هاي درمان- نشر فرهنگ اسلامي 1379).

رمضاني (1373) در پژوهشي (پايان نامه كارشناسي ارشد دانشگاه فردوسي) تحت عنوان ((تكنيك هاي آموزش ابزار وجود در درمان كمرويي و عدم قاطعيت دانش جويان))

- حيدر پور و همكاران (1378) (فصلنامه انديشه هاي تازه در علوم تربيتي 4،41-52)

- (روانشناسي اسلامي نجات از كمرويي- انتشارات مركر فرهنگي انصار المهدي-1374)





[ بازدید : 6 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ شنبه 28 فروردين 1400 ] [ 21:29 ] [ shokooh ]
[ ]

املا

چکیده

ناتوانیهاي یادگیري، یکی از بزرگترین و شاید جنجال برانگیزترین مقوله هاي آموزشو پرورش استثنایی است. اختلال یادگیري به گروه ناهماهنگی از اختلالها اطلاق می شود که به شکل مشکلات عمده در فراگیري و به کارگیري توانایی خواندن، نوشتن و ریاضیات آشکارمی شود. مشخصه اختلال یادگیري درکودك یا نوجوان عدم پیشرفت تحصیلی در زمینه خواندن، بیان نوشتاري یا ریاضیات در مقایسه باتوانایی کلی هوش است. با توجه به این که در میان مهارتهاي تحصیلی پایه، خواندن و نوشتن از مهمترین مهارتها به حساب می آیند و در زندگی روزمره نوشتن یکی از اساسیترین ابزار یادگیري دانش آموزان است. پس یکی از اهداف اصلی آموزش و پرورش در مقطع ابتدایی، آموزش نوشتن میباشد. پس در آموزش دانش آموزان مبتلا به اختلال نوشتن لازم است آنها را شناسایی و در جهت بهبود این مشکل از روشهاي درمانی مناسبی استفاده کنیم. در این مقاله که با روش تحقیقی مروري- کتابخانه اي به دست آمده است، تلاش شده اختلال یادگیري نوشتن، بررسی و برخی از راهکارهاي درمانی مفید براي آن را ارائه گردد.


کلید واژه: دیسکرافیا _اختلالات یادگیری_اختلال نوشتن




[ بازدید : 6 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ شنبه 28 فروردين 1400 ] [ 21:26 ] [ shokooh ]
[ ]

تعريف كمرويي

كمرويي يك توجه غيرعادي و مضطربانه به خويشتن دريك موقعيت اجتماعي است كه در نتيجه

آن فرد دچار نوعي تنش رواني- عضلاني شده، شرايط عاطفي و شناختي اش متأثر مي گردد و زمينه بروز

رفتارهاي خام و نسنجيده و واكنش هاي نامناسب در وي فراهم مي شود. به عبارت ديگر پديده كمرويي به يك

مشكل رواني- اجتماعي و آزاردهنده شخصي مربوط مي شود كه همواره به صورت يك ناتواني يا معلوليت

اجتماعي ظاهر مي گردد به كلام ساده يعني خود توجهي فوق العاده و ترس از مواجه شدن با ديگران. ( افروز،‌

1379روانشناسي كمرويي و روش هاي درمان- نشر فرهنگ اسلامي)

كمرويي را مي توان به عنوان يك احساس ناراحتي يا بازداري در موقعيت هاي ميان شخصي يا اجتماعي كه

فرد را از پيگيري اهداف تحصيلي و اجتماعي اش بازمي دارد تعريف كرد. كمرويي به خود کانوني مفرط،‌

نگراني و اشتغال ذهني مكرر همراه با افكار و احساسات مربوط به واكنش هاي فيزيكي،‌ شدت يافتن ضربان

قلب و... منجر مي گردد. ( واناجا،‌ اسنهالاتا و ديگومارتي؛‌ترجمه نادر باقري،‌1385).

كمرويي، خود توجهي بيش از حد وترس از مواجه شدن با ديگران است بطوري كه روبه روشدن با افراد

جديدي را كه فرد در زندگي روزمره به آنها نياز دارد را مشكل مي سازد. (اكبري،‌ مشكلات نوجواني و

جواني، انتشارات معبود، 1374).

· علل كمرويي

در هيچ يك از يافته هاي موجود در منابع،‌ در رابطه با علل كمرويي به قدركافي دلايل موجه بودن آنها نشان

داده نشده است با وجود اين متخصصان،‌عوامل اجتماعي كمرويي را شناسايي كرده اند كه عبارتند از: آمادگي

ژنتيكي فرد كمرو،‌ پايين بودن ميزان دلبستگي كه تضمين كننده رابطه ميان والد و كودك است. نقص و كاستي

در يادگيري مهارتهاي اجتماعي ( آسندروف ،‌ 1993؛‌ سانسون،‌پدلام،‌ كال پريور،‌ اوبركلايد‌1996؛‌ به نقل از

واناجا،‌ اسنهالاتا و ديگومارتي؛‌ ترجمه باقري،‌ 1385)، تخريب،‌ نا ارزنده سازي،‌تمسخر و انتقاد و عيب جويي

فراوان از كودك توسط والدين‌ و افراد ديگر. (واناجا، اسنهالاتا و ديگو مارتي؛‌ ترجمه باقري‌ 1385).

كمرويي اساسا در نتيجه روابط نادرست بين فردي و سازي نايافتگي اجتماعي در مراحل اوليه رشد در خانه و

مدرسه پايدار مي گردد برخي از روانشناسان نظير كتل ( 1983) براين عقيده اند كه بعضي افراد با زمينه سندرم

كمرويي متولد مي شوند اما بايد توجه داشت كه بحث سندرم كمرويي و استعداد بيشتر بعضي از كودكان در

ابتلا به كمرويي به معناي ارثي بودن كمرويي نيست. بديهي است كودكام كمرو متعلق به والديني هستند كه

خودشان كمرويي دارند. (افروز،‌ روانشناسي كمرويي و روش هاي درمان- نشر فرهنگ اسلامي 1379).

كمرويي ممكن است نتيجه شرايط اجتماعي جديد (نقل مكان از يك جابه جايي ديگر)، غيرقابل پيش بيني

بودن (قرارگرفتن در موقعيت هاي فوق العاده غيرقابل پيش بيني كه از نظركودكان كمرو فوق العاده تهديد

كننده است) عناصر ارزيابي كننده وتهديد كننده (فرد كمرو هميشه درحال ارزيابي خود است واحساس مي

كند نكه ديگران مدام درباره او قضاوت و از او انتقاد مي كنند) بوجود آيد.

كمرويي ناشي از ترس كه عموما از سال اول زندگي نوزاد مشاهده مي شود مطالعات انجام شده روي نوزادان

حاكي از اين است كه در اواسط سال اول زندگي كمرويي به عنوان يك پديده همگاني در همه نوزادان و

نسبت به غريبه ها و افراد آشنايي كه تغيير لباس و يا آرايش داده اند ديده مي شود در حقيقت كودك خردسال

از اين رو كمروست كه مردم برايش نا آشنا هستند. محيط خانواده و تجارب اوليه كودك بخصوص در سنين

پيش دبستاني و سال هاي آغازين مدرسه اصلي ترين نقش را درشكل گيري شخصيت كودك دارد. دراين

دوران الگوهاي رفتاري بزرگسال،‌ برنامه هاي تلويزيوني،‌ نحوه ميزان ارتباطات عاطفي،‌ كلامي و اجتماعي

خردسالان با والدين بزرگسالان خانواده بيشترين تأثير را در رشد مطلوب اجتماعي و پايدارآيي اضطراب و

كمرويي كودكان مي تواند داشته باشد.

همچنين كمرويي در ميان فرزندان اول خانواده و تك فرزندها بيش از ساير فرزندان خانواده ديده مي شود چرا

كه والدين انتظارات وتوقعات متنوعي از تنها فرزند و يا فرزند اول خود دارند و به دليل همين توقعات فوق

العاده واعمال فشارهاي رواني از طرف والدين و احساس ناتواني اين قبيل فرزندان در تحقق بخشيدن به خواسته

هاي والدين به تدريج موجب احساس بي كفايتي مي شود و خودپنداري بسيار ضعف پيدا مي كنند زمينه

اضطراب فراگير و كمرويي در شخصيت ايشان نمايان مي شود. مدرسه نيز به عنوان اولين جايگاه رسمي تجربه

اجتماعي كودكان مي تواند نقش تعيين كننده اي در تقويت كمرويي يا پرورش مهارت هاي اجتماعي آنان ايفا

كند.علاوه بر خانه و مدرسه عواملي همچون محروميت ها وآسيب هاي اجتماعي،‌ناسازگاريهاي شغلي،‌ سلطه

وفشار هاي گروهي،‌مقايسه ها وبرتري طلبي هاي قومي و نژادي، تقويت شخصيت انفعالي، پرخاشگري ها

وقدرتمندي ها،‌كنترل شديد اجتماعي،‌بي احترامي به حقوق و آزادي هاي شروع فردي و... از ديگر عوامل

زمينه ساز كمرويي و رفتارهاي گوشه گيرانه مي تواند باشد. (افروز،‌ روانشناسي كمرويي و روش هاي درمان-

نشر فرهنگ اسلامي 1379).

حقجو(روانشناسي اسلامي نجات از كمرويي- انتشارات مركر فرهنگي انصار المهدي-1374) علل وعوامل

كمرويي را اينگونه بيان مي كند :

1- ژنتيك : انسان بنا به قانون طبيعت از راه ژنتيك چيزهايي را از اطرافيان خود كسب مي كند وآنها را به

همراه دارد البته اينگونه نيست كه تمام خصوصيات مثبت و منفي انسان از طريق وراثت محقق شود بلكه

جامعه و انسان هم نقش اساسي دارند.

2- پدر ومادر:‌يكي ديگر از عوامل كمرويي تربيت هاي غلط پدرومادر است والدين كه در خانه به جاي بوجود

آوردن محيط محبت وصفا،‌محيط رعب و وحشت ايجاد مي كنند كمرويي را به فرزندخود تلقين مي كنند.

3- مراقبت هاي افراطي: مراقبت هاي افراطي اوليا و مربيان موجب مي شود كه نوجوانان هميشه احساس ترس

كنند و خود را انساني ضعيف بدانند.

4- محيط: اگر در محيطي كه نوجوان رشد مي كند استبداد حاكم باشد و نوجوان نتواند اظهار نظركند دچار

كمرويي مي شود.

5- ضعف جسمي و روحي: كودكان اغلب بخاطرضعف جسمي احساس شرمساري و خجالت مي كنند.

6- دوستي با افراد ضعيف: يكي از عوامل كمرويي دوستي با افراد ضعيف مي باشد و وقتي كه فرد هميشه با

افراد ضعيف دوست باشد زماني كه با افراد بالاتر از خود از لحاظ علمي روبه رو شود خجالت و كمرويي سراغ

او را مي گيرد.

7- انزوا طلبي و كم آگاهي نسبت به خود: تنهایی، گوشه گیری و عدم آگاهی مناسب نسبت به خود و

موقعیتهای اجتماعی نيزمي تواند از عوامل كمرويي به حساب آيد.





[ بازدید : 6 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ شنبه 28 فروردين 1400 ] [ 20:27 ] [ shokooh ]
[ ]

تحلیل موقعیت

توصیف

اینجانب خدیجه رضاپور گتابی در سال ۹۹_۱۴۰۰ به عنوان معلم سوم و چهارم کم‌توان ذهنی مدرسه ی استثنایی احمد چاله پی بابل مشغول به خدمت میباشم .

دانش‌آموزی به نام کوثر در کلاس چهارم بسیار در کلاس نا سازگار است .

در اوایل سال متوجه بروز رفتار هایی مانند عصبانیت و بی ادبی،تلاش برای اذیت کردن دیگران، عمل نکردن به قوانین ، برخلاف نظر دیگران عمل کردن ، مقاومت رفتاری و ...در او شدم . او نظم مدرسه را به هم میریخت، همکلاسی هایش را تحریک به انجام کار های ناهنجار میکرد و از لحاظ تحصیلی نیاز بسیار عقب بود و پیشرفتی نداشت.


استنباط

به نظر میرسد کوثر دچار ناسازگاری از نوع اختلال نا فرمانیست . او از اذیت کردن دیگران و برخلاف قوانین عمل کردن لذت میبرند و نظم مدرسه را به هم میزند.


بازنگری

کوثر دانش آموز کلاس چهارم دارای نشانه هایی از اختلال نا فرمانی در رفتارش است و این اعمال علاوه بر به هم زدن نظم و مشکل سازی برای دیگران ، او را از تحصیل و پیشرفت تحصیلی باز داشته است.



قضاوت و مسئله یابی

رفتار های نا هنجار کودکان و نوجوانان بی علت نیست و باید تشخیص و ریشه یابی شود . برخورد های نا مناسب و سرکوب کردن اوضاع را بد تر خواهد کرد. یکی از مهم ترین وظیفه ی معلمان دقت در وضعیت جسمی، روحی و رفتاری دانش آموزان ،شناسایی مشکلات آنها و تلاش برای رفع آنها می باشد.



بیان مسئله


اختلال نافرمانی یکی از شایع ترین اختلالات رفتاری در کودکان است.

کودکانی دارای این اختلال دوره های مکرر عصبانیت، رفتار مقابله جویانه یا پرخاشگرانه عمدی و عدم تحمل دستور را نشان می دهند. این گروه از کودکان رفتار های نافرمانی را در مقابل تمامی افراد بروز می دهند. این افراد ممکن است والدین و معلمان و یا هم بازی و هم کلاسی باشد. کودکان با این رفتار می خواهند از تسلط دیگران بر خود اجتناب کنند. نشانه های این بیماری تا نوجوانی هم امکان بروز دارد و اگر درمان به موقع صورت نگیرد منجر به بروز مشکلات عدیده ای در دوران بزرگسالی خواهد شد. در تمامی کودکان در دوره های مختلف رشد رفتارهای نافرمانی و هنجارشکنانه دیده می شود. اما در این اختلال شدت و تکرار رفتارهای پرخاشگرانه مهم است. کودکان دارای اختلال نافرمانی نمی توانند بر احساسات خود کنترل داشته باشند و به همین دلیل در اجتماعات هم سالان خود و در روابط با آنها با مشکل مواجه می شوند و اغلب دیگران را با رفتارهای خود ناراحت می کنند. همچنین این کودکان از حضور در فعالیت های جمعی و بازی های گروهی امتناع می کنند و یا مدت کوتاهی بعد از حضور در جمع با سایر کودکان به بحث و مشاجره می پردازند.

اغلب این اختلال با نقص توجه همراه است و دانش آموزان را دچار ضعف تحصیلی نیز میکند. اگر اقدامات لازم به موقع انجام نشود قطعا در آینده ی فرد تاثیر چشمگیری خواهد گذاشت.






[ بازدید : 7 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ شنبه 28 فروردين 1400 ] [ 3:05 ] [ shokooh ]
[ ]

۲ ) انوشه پور ، ابوالفضل ؛ سرشور خراسانی ، غلام عباس ؛ سیف ، سیدمهدی ( ۱۳۸۵ ) ، روش آموزش قرآن دوره ابتدایی .شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی ایران . ۳ ) بابایی محمد ( ۱۳۸۸ ) ، خلاصه تفسیر و ترجمه سوره حمد ، راز رشد آگاهی ، انتشارات راز توکل ، چاپ اول ، مشهد ، ص ، ۸۸-۸۵ . ۴ ) تقی لو صادق ، ( ۱۳۹۳ ) ، در پژوهشی تحت عنوان تاثیر آموزش روخوانی قرآن بر کاهش استرس در بین جوانان و نوجوانان ، گیلان ، آستارا ، مجله دانشگاه علوم پزشکی گیلان ، دوره هجدهم ، شماره ۷۱ ، صفحات ۸۱-۷۲ . ۵ ) سادات مریم ، ( ۱۳۹۴ ) ، مروری بر روند آموزش قرآن در مدارس ابتدایی چگونگی گرایش نوجوانان به یادگیری قرآن ، قرآن و فعالیت های قرآنی ، فصلنامه فرهنگ و هنر ، شماره ۲۳ 9




[ بازدید : 8 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ جمعه 27 فروردين 1400 ] [ 21:51 ] [ shokooh ]
[ ]

مقدمه

افـراد بـسـيـارى هـسـتند كه قرآن را مى توانند بخوانند، ولى در سليس و روان خواندن آن دچار مشكل هستند و چه بسا اين امر، باعث نخواندن قرآن و در نتيجه دلسردى آنان شده است ، در حالى كه علاقه به خواندن و انس با اين كتاب الهى دارند.

در کلاس های درس قرآن به عنوان یک درس در مدارس تدریس میشود اما کم لطفی به این کتاب آسمانی باعث شده مشکل قرائت و روانخوانی در بسیاری از دانش آموزان باقی بماند و آن طور که شایسته است تلاوت نشود.

در ابنجا میخواهیم به مشکلات یکی از دانش آموزان در خصوص روانخوانی قرآن بپردازیم.


تحلیل موقعیت

توصیف

این جانب ام البنین خدابخشی با شش سال سابقه کار در سال ۹۹_۱۴۰۰ در دبیرستان حضرت معصومه روستای گلدره منطقه مهر دشت اصفهان به عنوان معلم قرآن مشغول به خدمت می باشم.

در کلاس ۱۰ نفره ی پایه ی هشتم دانش آموزی به نام بهاره در رو خوانی قرآن بسیار دچار ضعف است.

کلمات را بریده بریده و با اشتباه میخواند و علی رغم هوش خوب و بازدهی خوب در سایز دروس در روانخوانی قرآن بسیار دچار اشکال است .


استنباط

به نظر میرسد بهاره به علت نشناختن قسمت هایی از زبان عربی مثل وصل و سکون، نشناختن حرکت ها ، حروف ناخوانا و...در روانخوانی قرآن ضعف دارد.

احتمالا این مشکلات به او نا توانی را القا کرده است.


باز نگری

بهاره دانش آموز کلاس هشتم علی رغم وضعیت خوب در دروس دیگر در روان خوانی و قرائت درست قرآن دچار مشکل است .

قوانین و قواعد خواندن زبان عربی را به خوبی یاد نگرفته است و نیاز به تقویت در این زمینه دارد .


قضاوت و بازنگری


هر چه زودتر مشکلات دانش آموزان شناسایی و در جهت رفع آن اقدام شود ، کار ما آسان تر خواهد بود.

مشکل قرائت و روانخوانی قرآن در بهاره دیده و شناسایی شده باید هرچه زودتر به علل ایجاد این مشکل، حذف آنها و ارائه راهکار های لازم بپردازیم.


تبیین مسئله


آموزش قرآن به جهت طبیعت خاص خود که با روح و جان متعلم سروکار دارد، قرار است آموزشی باشد که قرآن را محبوب و معشوق قرآن آموز گرداند و هر شیوه آموزشی که این دوستی و محبت را بهم زند و قرآن آموز را بیزار سازد ، البته مطلوب نخواهد بود.

غالب روش های آموزش قرآن، شروع آموزش با روخوانی است. به عبارت دیگر در بیشتر روش ها، قرآن آموز ابتدا با نسخه مکتوب مواجه خواهد شد و به این منظور تحت تعلیم یک سری از قواعد روخوانی و آشنایی با صامت ها و مصوت ها قرار می گیرد.

ما با دانش آموزی روبه رو هستیم که این قواعد را به خوبی نیاموخته بنابر این در روانخوانی قرآن دچار مشکل است.


مستندات

خواندن به ۲ صورت است:


1. خواندن نشانه های بصری

اولین خواندن "واقعی "زمانی انجام می گیرد كه كودكان بتوانند كلمات قرآنی را به صورت منفرد بخوانند. در بسیاری از كودكان، تشخیص ابتدایی، مبتنی بر نشانه های بصری مانند شكل كلمه و خصوصیات متمایز حروف است.

این روش یادگیری كمتر موثر است و به زودی اغلب خوانندگان آن را كنار می گذارند.


2. خواندن نشانه های آوایی

خواندن خوب مستلزم توجه به نشانه های آوایی حروف وكلمات است. خوانندگان نشانه های آوایی، با استفاده از دانش الفبایی خویش، بین كلمات و تلفظ آن ها تداعی برقرار می كنند و از این طریق خواندن را شروع می كنند.

تجربه نشان داده است که خوانندگان نشانه های آوایی از خوانندگان نشانه های بصری موفق ترند.


مهم ترین علل بروز مشکلات در روخوانی قرآن

1- عجله وشتابزدگی: از قرآن آموز می خواهیم که کلمات وعبارات را آرام وشمرده بخواند وبه حروف وحرکات نیز دقت کند.


2- طولانی خواندن و وصل عبارت به یکدیگر: از او می خواهیم که کلمه کلمه، ترکیب ترکیب و جمله جمله بخواند، مانند آیات تقطیع شده در کتاب درسی.


3- خجالت، اضطراب وعدم اعتماد به نفس: با برخوردهای مناسب وایجاد اعتماد به نفس این مشکل برطرف می شود. برخوردهای مناسب عبارتند از خوشرویی، تشویق، تغییر نوبت قرائت، قطع نکردن قرائت شاگرد، سوال وجواب درباره ی اشتباه با سایر دانش آموزان، عدم توبیخ او و….


4- کم توجهب به حروف وحرکات و کلی خوانی کلمات وترکیبات: با جلب توجه قرآن آموزان به علائم وحرکات از طریق اشاره به بخش ها وبخش خوانی کلمات وترکیبات، این مشکل برطرف می شود.


5- نمادها وترکیبات جدید ونامانوس نسبت به سواد فارسی: این موارد، با معادل های فارسی مقایسه شده وآموزش داده می شود؛ مانند

ءا مَنّا آمَنّا

6- وجود حروف ناخوانا در بسیاری از کلمات وترکیبات آیات قرآن: گاهی دانش آموز خود به خود، آن را می خواند. با معادل سازی وتذکر نسبت به ناخوانا بودن این حروف، می توان مشکل را برطرف کرد.


7- وجود حروف ناخوانا در وسط بخش: در این موارد، باید پس از تشخیص حروف ناخوانا، حرکت قبل از آن ها، به تشدید یا ساکن وصل شود.


8- توالی حروف ناخوانا واتصالات: در این موارد، باید پس از بخش خوانی واشاره به بخش های واتصالات بهره گرفت .


9- ترکیب حروف: که باید از اشاره وبخش خوانی استفاده شود.


10- جابه جایی حروف وحرکات: این مشکل در اثر تشابه کلماتف کلی خوانی وعجله پیش می آید. این موارد با بخش خوانی و شمرده خوانی اصلاح می شود.


11- کم وزیاد کردن تشدید: این اشکال بسیار زیاد پیش می آید.


12- نگاه کردن به خط قرآن واز حفظ خواندن: برای حل این مشکل نیز با طرح سوال های مناسب، توجه قرآن اموز را به خط قرآن جلب می کنیم


راه حل ها


۱_پیشخوانی برای خود و هایلایت


۲_خواندن در گروه برای همکلاسی ها


۳_خواندن در کلاس برای همه


۴_تقویت مثبت


اجرا راه حل ها

توصیف

تقویت قرائت در سه مرحله ی کلی انجام شد که مرحله ی اول پیشخوانی بود و دانش آموز میبایست از از روی صفحه ای که درس آن روز بود برای خودش میخواند و آن را تمرین میکرد و با هایلایتر قیمت های مهم مثل اتصالات را که جا می انداخت علامت میزد.

در مرحله ی دوم دانش آموز صفحه را برای گروهشان و برای همکاسی هایش میخواند و دوستانش سعی میکردند به او کمک کنند تا پیشرفت کند.( این راهکار به مشارکت دیگر دانش آموزان نیز نیاز داشت)

و در مرحله ی آخر خواندن با صدای رسا و به بهترین نحو برای کل کلاس بود .

بنده سعی میکردم برای پیشرفت ها در هر مرحله از انواع تقویت مثبت استفاده تا علاوه بر تاثیر بهتر راهکار ها دانش آموز به این درس علاقمند شود .


استنباط

به نظر میرسید بهاره پیشرفت چشمگیری در قرائت و روانخوانی قرآن داشت.

با علاقه در کلاس حضور می یافت و بسیار فعال تر شده بود.

باز نگری

برای تقویت قرائت روانخوانی قرآن بهاره دانش آموز کلاس هشتم راهکار هایی ارائه و اجرا شد و در این درس پیشرفت محسوسی داشت .


قضاوت

راهکار های مشارکتی و چند مرحله ای میتواند بسیار در یادگیری اثر بخش باشد .


بازخورد دانش آموز

دانش آموز بسیار از روش های ارائه سده اظهار خوشحالی میکرد و در قرائت مشکلش حل شده بود.


خود ارزیابی

بنده فکر میکنم به جای روش های قدیمی معلم محور بهتر است معلم به عنوان راهنما عمل کند و دانش آموزان در یادگیری هم کمک کنند و به نوعی فعال باشند.

بنده از عملکرد خود در این موضوع رضایت نسبی دارم .





[ بازدید : 6 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ جمعه 27 فروردين 1400 ] [ 21:32 ] [ shokooh ]
[ ]

تحلیل موقعیت

توصیف

اینجانب زینب امیری در سال ۹۹_۱۴۰۰ در مدرسه ی @@@ روستای رشناباد شهرستان کوهچنار به عنوان معلم پایه ی اول مشغول به خدمت می باشم.

در کلاس من دانش آموزی ترک زبان به نام نازنین وجود دارد که در فارسی ضعیف است.

مکالمه ی روزمره او با اطرافیانش ترکیست و در مدرسه هم در زمینه تحصیل و‌هم در زمینه تعاملی دچار مشکل است .

دو زبانگی نازنین را به انزوا و ضعف تحصیلی کشانده است ، دوستی ندارد و در ذهن خود و بقیه به عنوان دانش آموزی تنبل جا افتاده است.


استنباط


به نظر میرسد نازنین در گفتار روزمره دچار ضعف است و حروف الفبا را به درستی یاد نمیگیرد.

احتمالا نازنین از وضعیت ارتباطی و تحصیلی خود بسیار ناراضیست و ترس از مسخره شدن دارد بنابر این انزوا پیشه کرده و سعی میکند ساکت باشد ، آهسته حرف بزند و در فعالیت ها ی کلاسی کمتر دیده شود.


بازنگری

نازنین دانش آموز کلاس اول ابتدایی به علت ترکی بودن زبان مادری در زبان رسمی کشور و زبانی که در مدرسه تدریس میگردد دچار مشکل است.

این ضعف در زبان به ضعف در تحصیل و تعامل راه یافته و او از نظر تحصیلی از همسالانش عقب است . اعتماد به نفس او نیز دچار مشکل است .

البته از آنجایی که نازنین کلاس اول است و به تازگی درس خواندن خود را شروع کرده هنوز مشکلات تحصیلی جدی نیستند و امکان جبران وجود دارد .

با تقویت زبان فارسی و جبران ضعف های تحصیلی نازنین، با تلاش بیشتر او و همکاری کادر مدرسه و والدین میتوان تا حد زیادی از مشکلات او کاست.


قضاوت و‌مسئله یابی


از آنجایی که مشکلات دو زبانگی با تحصیلات و تعاملات فرد رابطه دارد و بر آنها اورات نامطلوبی میگذارد ، باید در رفع مشکل این کودکان هر چه سریع تر اقدام نمود.

سال اول دبستان بهترین زمان برای رفع مشکلات زبانی و اختلالات است چرا که هنوز حجم مطالب تحصیلی زیاد نشده است و انعطاف کودک در یادگیری و تغییر بالاست.




[ بازدید : 11 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ پنجشنبه 26 فروردين 1400 ] [ 23:56 ] [ shokooh ]
[ ]

تعريف و انواع دو زبانگی

دو زبانگی پديدهای است جهانی که در اکثر کشورهای جهان وجود دارد و عبارت از حالتی است که فرد به زبان ديگری غير از زبان مادری خود آموزش میبيند. زبان مادری اولين زبان آموخته شده توسط فرد است، زبانی که فرد بدان تکلم میکند، با آن رشد میيابد و عناصر فرهنگی و اجتماعی محيط خود را توسط آن دريافته، لمس کرده و با آن هويت میيابد. اما در بسياری از کشورها و از جمله کشور ما، زمانی که کودک به سنی میرسد که بايد تحت آموزش رسمی قرار گيرد، با زبانی غير از زبان مادری خود و با زبانی که در سراسر کشور به عنوان زبان رسمی شناخته شده و از لحاظ نظام آوايی- واژگانی و دستوری متفاوت از زبان مادری اوست، آموزش میبيند و از اين مرحله است که پديده دو زبانگی مطرح میشود. بنابراين، فرد دو زبانه به فردی اطلاق میشود که از زمان آغاز آموزش رسمی، با زبان ديگری که در کشور عموميت يافته و در حکم زبان دوم میباشد، آشنا شده و آموزش میبيند.
امروزه به ندرت میتوان کشورهايی را سراغ داشت که لااقل بخش کوچکی از جمعيت آن به دو يا چند زبان تکلم نکنند، هم اکنون حدود چهار هزار زبان گوناگون تخمين زده میشود. توزيع زبانها يکسان نيست، بعضی نواحی عملاً تک زبانه هستند، در حاليکه در برخی نواحی ديگر ممکن است حتی به چند زبان سخن گفته شود. ارقام بيانگر شرايطی هستند که در آن زبانها همزيستی میکنند و در عين حال نشان میدهند که نياز به تعليم و تربيت دو زبانه بسيار زياد و در عين حال بسيار پيچيده است. گسترش علم و تکنولوژی، افزايش امکان جا به جايی سريع جمعيت، تغيير مداوم شرايط اقتصادی و سياسی، تغيير افقهای فرهنگی و نيازها و اميدهای انسانها و بروز فاجعههايی مانند جنگ، بيکاری و قحطی هم سبب میشوند که دائماً در گوشه و کنار جهان گروههای کثيری از مردم، محل زيست خود را ترک کنند و در نقاط ديگری سکونت گزينند. اين امر مستلزم سازگاريهای بسيار از جمله سازگاری زبانی يعنی فراگيری يک زبان ديگر است. در کنار اين نوع دو زبانگی که ناشی از جايی سريع جمعيت در روزگار ماست، نوع ديگری از دو زبانگی نيز وجود دارد که در مقايسه با نوع اول میتوان آنرا دوزبانگی «کلاسيک» ناميد، به اين صورت که در بسياری از کشورهای جهان به علل تاريخی گروههايی از مردم که به زبانهای گوناگون سخن میگويند، قرنهاست که در کنار هم زندگی میکنند، عوامل اقتصادی و فرهنگی در اين کشورها به گونهای آرايش يافته است که يکی از زبانهای رايج در آنجا، به عنوان زبان رسمی شناخته میشود. به هر حال، دو زبانگی خواه در شکل نوين و خواه در شکل سنتی آن مسائلی را برای نظامهای آموزشی مطرح کرده است که پاسخگويی به آنها، به بررسيهای دقيق و همه جانبه نياز دارد.

- روشهای دو زبانه شدن

1- روش طبيعی:
در اين حالت فرد از آغاز تولد يا در طول رشد خود در يک خانواده و يا يک جامعه دو زبانه زندگی میکند و بدون هيچ گونه آموزش رسمی، از دو زبان بهرهمند میشود و در نتيجه در هر دو زبان توانايی درک و کارکرد ارتباطی بدست میآورد. بر اساس ديدگاههای نظری و پژوهشهای انجام يافته، اگر فرد در محيطی قرار داشته باشد که تواماً در معرض دو زبان قرار گيرد، بدون تلاشی آشکار هر دو زبان را میآموزد و نحوة آموختن او دقيقاً به همان شيوة يادگيری يک زبان منفرد است. او نه تنها دو سيستم را میآموزد، بلکه از هم جدا نگه میدارد و میتواند هر زمان که ايجاب میکند صحبت خود را از اين زبان به آن زبان تغيير دهد و حتی خيلی زود در میيابد که دو سيستم وجود دارد و بنابراين بر دو زبانه بودن خويش آگاهی دارد. دو زبانی که به اين طريق کسب میشود بسيار وسيع است، برای اينکه کودک بر هر دو زبان تسلط کامل دارد. زيرا هر دو سيستم را کاملاً جذب کرده و قادر است به وسيلة هر دوی آنها بينديشد. اين شرط دو زبانه شدن معمولاً منجر به دو زبانگی «برابر» میشود، در اين موقعيت ممکن است هر دو زبان برای فرد در حکم زبان مادری تلقی شود.
2- روش آموزشی:
آموزش رسمی زبان دوم يا خارجی در سطح ملی نيز منجر به دو زبانه شدن فرد میشود. اين نوع آموزش رسمی موجب میشود که عدهای خواسته يا ناخواسته در هر کشور با يک زبان ديگر آشنا شده و به اصطلاح «دو زبانه» شوند. نقش و کاربرد ارتباطی زبان دوم در اين دوزبانگی ممکن است در ابتدا برای ياد گيرنده ناچيز باشد، ولی با نقشی که فرد در جامعه میپذيرد و با گسترش ميزان تحصيلات ممکن است کاربرد آن وسيع و تخصصی شود و در زندگی اجتماعی او نقش اساسی ايفا کند.
3- کسب خود به خودی:
سومين راه دو زبانه شدن از طريق کسب خود به خودی يک زبان دوم بعد از دوران کودکی است. يعنی در تماس دائم با جامعهای که آن زبان در آن مورد استفاده قرار میگيرد.
4- يادگيری آکادميک:
چهارمين روش کسب زبان دوم به وسيله يادگيری آکادميک در کشور خود شخص است. اين متداولترين يادگيری زبان خارجی است.
برای تشخيص تفاوت زبان مادری با زبان دوم گفتنی است که زبان مادری يا اوليه، زبانی است که فرد با آن هويت میيابد و آن را متعلق به خود میداند، زبانی که مهمترين نقش را در روابط شخصی او ايفا میکند و فرد برای تفکر و تخيلات خويش از آن استفاده میکند. بدين لحاظ که اولين مفاهيم با اين زبان در ذهن او شکل میگيرد. با توجه به مطالب فوق، دوزبانگی را میتوان بر حسب مشخصات مختلف به انواع و درجات مختلف طبقهبندی کرد. يکی از مشخصههای مهم، نوع يا ميزان مهارت فرد در هر يک از دو زبان است که به آن «دو زبانگی برابر يا دو زبانگی محض» میگويند. ولی در صورت نابرابر بودن ميزان مهارت فرد در دو زبان، به آن «دو زبانگی نابرابر يا دو زبانگی ناقص » گفته میشود.

- نظام آموزشی و پيامدهای شناختی، عاطفی دو زبانگی

آموزش و پرورش فرايندی ارتباطی است. پايههای هر ارتباط را زبان تشکيل میدهد. زبان تنها وسيلة مؤثر در فرايند آموزش و پرورش است. بدون زبان ارتباطی ميان افراد جامعه بر قرار نمیشود و بدون ارتباط آموزش و پرورش صورت نمیگيرد و بدون آموزش و پرورش انتقال ميراث فرهنگی و تمدن بشری به نسلهای بعدی امکان پذير نيست. آموزش و پرورش خانوادگی به عنوان نخستين مرحله تربيت انسان، در بطن ارتباطات خانوادگی تحقق میپذيرد. کودک در محيط خانوادگی- اجتماعی خود، زبان خاص خود را فرا میگيرد. زبانی که از بعد جامعه شناختی متنوع بوده و غنای واژگانی و دستوری آنها به ويژگيهای فرهنگی و اجتماعی محيط رشد کودک بستگی دارد. ورود کودک به مدرسه يک حادثه است. چرا که مدرسه از لحاظ شکل و محتوا متفاوت از خانواده و محيط پيرامونی کودک است. حال اگر زبان مدرسه نيز از زبان دانش آموز تفاوت زياد داشته باشد، ابعاد اين حادثه گستردهتر و آثار منفی آن در زندگی تحصيلی دانش آموزان بيشتر خواهد بود. هنگام ورود به مدرسة ابتدايی، زبان برای کودک از يک ارزش صرفاً «عملی» برخوردار است. او ترجيح میدهد تا زمانی که میتواند از زبان خود استفاده کند و اگر لازم باشد برای ارتباط با دوستان و جذب کردن همبازيهايش، زبان مادری خود را به کار برد. بنابراين، انگيزه کودک در استفاده از زبان، ايجاد ارتباط و يکپارچه شدن با همبازيهايش است. پاسخ اين رفتار برقراری رابطة مستقيم با ميدان ارتباطی کودک است. اگر اين ميدان (زمينه ارتباطی) ستيزهای باشد، در اين صورت اين انگيزه يا رفتار با مشکل مواجه شده و سبب بروز مشکلات ارتباطی و به دنبال آن ايجاد مانع در پيشرفت تحصيلی و رشد اجتماعی و عاطفی دانش آموزان خواهد شد.
اهميت آموزش ابتدائی کودکان به زبان مادری آنان موضوع تحقيقات بسياری بوده است. در سال 1929 ميلادی، «دفتر بين المللی آموزش و پرورش» کنفرانسی در مورد آموزش و پرورش دو زبانه در لوکزامبورگ ترتيب داد که اولين کنفرانس علمی در اين زمينه بود.
در آن زمان تقريبآً منابعی در اين زمينه وجود نداشت. در مدت نيم قرن پس از اين کنفرانس، کتابهای موجود در زمينه آموزش دو زبانه به بيش از بيست هزار عنوان رسيده است. نتايج کنفرانس لوکزامبورگ بيانگر اين امر بود که آموزش به زبانی غير از زبان مادری- خانوادگی، به رشد ذهنی و حتی رشد شخصيت کودک آسيب میرساند. يونسکو نيز بارها و با قاطعيت نياز به ارتفاء آموزش به زبان مادری و همچنين حق کودک را برای برخورداری از آموزش، قطع نظر از زبان او تأکيد کرده است.
از نظر روانشناسی، آموزش به زبان مادری سبب درک بهتر مطالب میگردد و پيشرفت شناختی دانش آموزان را تأمين میکند. از نظر اجتماعی سبب جذب راحت تر کودک در محيط اجتماعی خود میشود و به عنوان يک عنصر اصلی فرهنگی، او را در ارتباط با گذشته فرهنگی خود قرار میدهد. از نظر عاطفی، استفاده از زبان مادری در آموزش دانش آموزان سبب تداوم در استفاده از نمادهای زبان شناختی میشود و بدين ترتيب او را از گسستگی عاطفی ناشی از عدم استفاده از زبان مادری باز داشته، سبب بالا رفتن کميت و کيفيت ارتباطات درون مدرسهای و درون کلاسی میشود و دانش آموزان را از ابزار اصلی تفکر يعنی ارتباط، برخوردار میکند.
دانش آموزان غير فارسی زبان در بدو ورود به مدرسه، زبان مادری خود را که در يک فرايند پيچيده و در ارتباط مستقيم با محيط پيرامون خود فرا گرفته است، در برنامه فارسی پيدا نمیکنند. چون سازماندهی محتوا و انتقال برنامه درسی به دانش آموزان بر پاية زبان فارسی است که با مفاهيمی که بر اساس تجارب قبلی دانش آموز به زبان مادری حاصل گرديده است و برای او بار عاطفی نيز دارد، پيوند ندارد. در حاليکه ارتباط غير رسمی درون مدرسهای میتواند خارج از کانال ارتباط رسمی به زبان مادری بر قرار شود. اين چنين گسستگی ميان زبان مدرسه و زبان مادری دانش آموزان، ارتباط بر پايه انگيزه فردی را با دشواری مواجه میکند. تعارض بين مدار ارتباطی محيط اجتماعی خانوادگی دانش آموز و مدار ارتباطی رسمی مدرسه هم کيفی است و هم کمی. کيفی است زيرا که دانش آموز غير فارسی زبان در برابر زبانی قرار میگيرد که حاصل مجموعه، ويژگيهای فرهنگ زيستی و خاص او نيست. کمی است زيرا از جنبة دستوری، واژگان و آواشناسی برای او نا آشناست. به عبارت ديگر بين زبان مدرسه و زبان دانش آموز شکاف پديد میآيد.




[ بازدید : 14 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ پنجشنبه 26 فروردين 1400 ] [ 22:05 ] [ shokooh ]
[ ]

تحلیل موقعیت


توصیف

اینجانب جواد فهیمی خویردی دارای ۴ سال سابقه کار با مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی در یک کلاس ۲۲ نفره پایه ی چهارم دبستان در مدرسه ی آیت ال... خامنه ای که در روستای سلمان شهرستان خواف استان خراسان رضوی قرار دارد مشغول به خدمت میباشم.

در کلاس من دانش آموزی به نام محمد علی رغم داشتن هوش عادی در نوشتن بسیار مشکل داشته و دچار ضعف در املاست.

ناتوانی در نوشتن بر سایر دروس او نیز اثر گذاشته ، او را از پیشرفت تحصیلی باز داشته و اعتماد به نفس خود را به الکل از از دست داده است.

محمد دارای اختلال نوشتن یا دیسگرافیاست.


استنباط


به نظر میرسد محمد حروف و‌کلمات و ساختار آنها را نمیشناسد و در پایه های قبل در جهت حل این مشکل گامی برداشته نشده است.

احتمالا ضعف در سایر دروس نیز به همین علت است چرا که نوشتن بر همه ی دروس اثر گذار است.(کلاه قرمز)


بازنگری


محمد دانش آموز پایه ی چهارم ابتدایی دچار اختلال نوشتن و دیسگرافیاست و تا کنون هیچ گونه خدمات ویژه ای دریافت نکرده است که باعث تشدید مشکل وی در تحصیل شده است .(کلاه سفید)


برای فرد دارای اختلالات یادگیری (از هر نوعی) زمانی که در ابتدای تحصیل خدمات ویژه ارائه شود میتوان تاثیر اختلال را در زندگی او تا حد زیادی کم کرد اما محمد تا کلاس چهارم با ضعف در نوشتن بالا آمده و وضعیت تحصیلی خوبی ندارد.(کلاه سیاه)



هوش نرمال و سن کم دو عامل مهم در رفع و جبران اختلالات یادگیریست که محمد تقریبا هر دو را دارد. والدین محمد تا حد امکان مصمم برای رفع مشکل او هستند و همکاری میکنند. (کلاه زرد)


از آنجایی که افراد اختلال یادگیری هوش نرمالی دارند میتوان با روش های تدریس خلاقانه و متناسب سازی تا حدودی از اثرات آن کاست . (کلاه سبز)


قضاوت و مسئله یابی


محمد دارای یکی از انوع اختلالات یادگیری به نام دیسگرافیا یا اختلال در نوشتن است از آنجایی که نوشتن در همه ی ابعاد تحصیلی نیاز است ، این اختلال بر سایر دروس او اثرات نامطلوبی گذاشته و او را از پیشرفت تحصیلی بازداشته است.

نیاز به ارائه ی خدمات ویژه و‌ متناسب سازی در تدریس یکی از راه هاییست که میتوان عملکرد افراد اختلال یادگیری را بالا برد و بازدهی آنها را بهبود بخشید .(کلاه آبی)




[ بازدید : 14 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ پنجشنبه 26 فروردين 1400 ] [ 21:24 ] [ shokooh ]
[ ]

اعتماد به نفس


تحلیل موقعیت

توصیف

اینجانب محمد شکراللهی نیا با ۴ سال سابقه کار در سال ۹۹_۱۴۰۰ در مدرسه ی شهید نکویی نصر آباد که در استان خراسان رضوی و در ۳۵ کیلومتری تربت جام قرار دارد به عنوان معلم کلاس پنجم مشغول به خدمت میباشم.

از آن جایی که تحصیلات بنده کارشناسی ارشد روانشناسی بالینیست متوجه شدم در کلاس سی نفره ی من یکی از دانش آموزان به نام @@@ در انجام فعالیت های کلاسی بسیار ضعیف است و این ضعف ناشی از باور نداشتن توانایی های خود و عدم داشتن اعتماد به نفس می باشد که مانع پیشرفت تحصیلی وی نیز شده است.

او مدام از فعالیت های کلاسی فراری بود و خود را به کار دیگری مشغول میکرد تا با معلم و هم کلاسی ها مواجه نشود و به علت ناتوانی در انجام مسئولیت هایی که به او داده میشد مورد تمسخر و نگاه های بقیه قرار نگیرد.

@@@نه مشکل فیزیکی _جسمی داشت و نه ‌مشکل خانوادگی ، تنها در باور توانایی های خود دچار مشکل بود.


استنباط

به نظر میرسد ترس از ارزیابی و قضاوت دیگران @@@ را به اینجا کشانده که در کوچکترین فعالیتی فراری باشد و از انجام آن با تراشیدن دلیل های غیر منطقی سر باز زند.

از رفتار های او پیداست از تنهایی لذت بیشتری میبرد و در تعاملات نیز به درستی عمل نمیکند.

احساس میکنم @@@ از حضور در جمع حس بدی دارد و اعتماد به نفسی در انجام کوچکترین کار ها ندارد. (کلاه قرمز)


بازنگری


@@@دانش آموز پایه ی پنجم در انجام کار های ساده نیز دچار مشکل است و این اتفاق نه به دلیل ناتوانی بلکه به علت القای ناتوانی در ذهن خود و عدم اعتماد به نفس اتفاق می افتد .(کلاه سفید)


@@@ تقریبا تمام سال های دبستان خود را با ذهنیت ناتوانی و عدم باور در توانایی هایش گذرانده و از آنجایی که در دوران ابتدایی اغلب رفتار های انسان پایگذاری شده و انعطاف پذیری وی کم میگردد ایجاد اعتماد بنفس در وی کمی دشوار است.(کلاه سیاه)


این به معنای عدم تغییر انسان از این سال ها به بعد نیست در واقع باز پسگیری اعتماد به نفس در سنین بسیار بالا هم ممکن است اتفاق بیافتد و @@@ نسبتا سن مناسبی دارد.

گر چه اگر این مشکل در سال های پیش هر میشد بهتر بود اما اکنون نیز دیر نیست. (کلاه زرد)


برای کمک به @@@ باید از تقویت مثبت ، مسئولیت های بیشتر و تمرین افزایش اعتماد به نفس استفاده کرد.(کلاه سبز)


قضاوت و مسئله یابی


عدم داشتن اعتماد به نفس یکی از آسیب های کودکی و بزرگسالیست که تاثیر نا مطلوبی بر روحیه و عملکرد فرد دارد.

بنا به تعاریف بالا @@@ به علت احساس بی کفایتی و احساس ترس از قضاوت دیگران دچار عدم اعتماد به نفس شده و در عملکرد اجتماعی و فعالیت های تحصیلی خود مشکل دارد. هر چه سریع تر برای باز پسگیری اعتماد به نفس وی باید اقدامات لازم انجام شود تا به روحیه و تحصیل او بیش از این ضربه نخورد.(کلاه آبی)




[ بازدید : 13 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ پنجشنبه 26 فروردين 1400 ] [ 21:23 ] [ shokooh ]
[ ]

‎تحلیل موقعیت

‎توصیف

‎اینجانب ریحانه یزدان رباطی با @@ سال سابقه کار در سال۹۹ _۱۴۰۰ در دبیرستان دخترانه الزهرا که در روستای ابروان ، منطقه رضویه شهر مشهد قرار دارد ، در یک کلاس ۱۱ نفره در پایه ی »@@@ رشته @@@ مشغول به خدمت می باشم .

‎امسال با دانش آموزی به نام پریسا رو به رو شدم که به رغم نداشتن مشکلات خانوادگی ،مالی وجسمی دچار استرسی وحشتناک بود که عملکرد تحصیلی و ارتباطی او را تا حدود زیادی تحت تاثیر قرار داده بود. ناخن هایش را میجوید، نمیتوانست رسا و بلند صحبت کند ، بریده بریده حرف میزد و اغلب منزوی و تنها بود .


‎استنباط

‎بنظرم استرس دانش آموز ناشی از باز خواست های فراوان او و ترس از تنبیه و سرزنش است . دانش آموز احتمالا از ‎پایه دروس را به خوبی یاد نگرفته ، از درس عقب مانده و چون از ابتدا با یاد نگرفتن شروع کرده علاقه اش را



تحلیل موقعیت

توصیف

اینجانب معصومه حسینی با هفت سال سابقه کار در سال99_۱۴۰۰ در مدرسه ی جابر ابن حیان در روستای آقکند شهرستان کبودر آهنگ که ۱۰۰ دانش آموز دارد ، در یک کلاس ۲۰ نفره در پایه ی دوم مشغول به خدمت می باشم .

امسال با دانش آموزی به نام یگانه رو به رو شدم که به رغم نداشتن مشکلات خانوادگی ،مالی وجسمی دچار استرسی وحشتناک بود که عملکرد تحصیلی و ارتباطی او را تا حدود زیادی تحت تاثیر قرار داده بود. ناخن هایش را میجوید، نمیتوانست رسا ویلند صحبت کند ، بریده بریده حرف میزد و اغلب منزوی و تنها بود .

استنباط

بنظرم استرس دانش آموز ناشی از باز خواست های فراوان او و ترس از تنبیه است . دانش آموز احتمالا از پایه دروس را به خوبی یاد نگرفته ، از درس عقب مانده و چون از ابتدا با یاد نگرفتن شروع کرده علاقه اش را

6


به مدرسه از دست داده و از آنجا به گونه ای متنفر شده است . استرس میتواند ناشی از دوران قبل مدرسه به علت برخورد نا مناسب اطرافیان با وی در مقابل ندانستن نیز باشد .

بازنگری

بررسی های بنده نشان داد که استرس زاییده ی برخورد نا مناسب اطرافیان به جای حل مشکل از ریشه است . انتظارات نا به جا و توقعات فرای توانایی فرد ، تنبیهات مکرر و عدم توجه و عدم رسیدگی به وضعیت روحی و تحصیلی دانش آموز توسط خانواده باعث ایجاد استرس در کودک و وارد شدن آسیب های روانی ، شخصیتی و تحصیلی به وی وهمچنین متنفر شدن او از تحصیل و مدرسه میشود.

قضاوت و مسئله یابی

استرس بیش از آن که ناشی تفکر فردی و دشواری ذاتی کودک باشد ، زاییده ی محیط و برخورد ناصحیح اطرافیان است . البته استرس همیشه بد نیست اما بودن بیش از حد آن در مواقعی که خطر نیست موجب تاثیرات روحی ، تحصیلی و حتی جسمی بر کودک می شود . در برابر یک کودک اهمیت داشتن برخورد صحیح خصوصا از جانب معلم و والدین دو چندان میشود چرا که کودکیست که ریشه های آینده در آن دمیده میشود و اغلب رفتار و افکار ایجاد شده در کودکی در بزرگسالی غیر قابل تغییر هستند پس برای مشکل این دانش آموز ، هر چه سریع تر باید اطرافیان را مجاب کرد که رفتار آنها نا مطلوب است و باید در تغییر و بهبود آن بکوشند قبل از آنکه روح کودک بیش از این آسیب ببیند . در مرحله ی دوم استرس ناشی از مدرسه به علت انتظارات بالای معلم و عدم توجه به توانایی های فردی و همچنین تکالیف و محتوای غیر متناسب سازی شده به وجود می آید . و در آخر تنبیه تشدید کننده ی استرس و رفتار های ناهنجار فرد است نه بهبود دهنده ی آن .




[ بازدید : 11 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ پنجشنبه 26 فروردين 1400 ] [ 20:58 ] [ shokooh ]
[ ]

اینجانب رفیقه نامور با مدرک کارشناسی ارشد رشته ی الهیات‌و معارف اسلامی گرایش ادیان و عرفان که به عنوان معلم پایه ی اول ابتدایی در مدرسه ی مهدیار سرمه مشغول به خدمت می باشم ، در دانشگاه فرهنگیان پردیس عترت واوان واقع در خیابان شهید رجایی اسلامشهر استان تهران تحصیل میکنم.

در این دانشگاه بیشتر سعی میشود به کار آموزان روش پژوهش، حل مسئله و برنامه ریزی تحصیلی آموزش داده شود تا زمانی که فرد به عنوان یک‌معلم در جامعه حضور می یابد، با برنامه و سازماندهی شده پیش رود و در مقابل مسائل و مشکلات جدید تا حد امکان ، با دانش و تجربه ی خود ، ابتکار به خرج داده و در رفع آن بکوشد.

اساتید محترم دانشگاه با رییس دانشگاه ارتباطات صمیمانه ای دارند و مشکلات دانشگاه و دانشجویان را به گوش او‌میرسانند تا با هم‌کاری هم از پسشان بربیایند.

رابطه ی دانشجویان و استادان در عین صمیمیت ابعاد جدی و رسمی نیز دارد چرا که در شغل شریف و حساس معلمی دقت عمل عاملی مهم و انکار نا پذیر است چرا که در کوچکترین اشتباه در تربیت یک معلم ، به تعداد هزاران دانش آموز آن خطا تکرار خواهد شد.

مدرسه ی محل خدمت من ، دبستان مهدیار سرمه ، دارای ۶ کلاس یک دفتر معاونین ، یک دفتر و ۳ سرویس بهداشتی و حیاط است اما فاقد آزمایشگاه ، کتابخانه و مکان ورزشیست.

کادر مدرسه ی مهدیار سرمه شامل ۱۰ نفر است که شامل ۶ معلم ،یک مدیر،دو معاون آموزشی و پرورشی و یک خدمتگزار است که تمام ما سعی میکنیم با هماهنگی هم از پس مشکلات مدرسه بر بیاییم و تا حد امکان از مشکلات و معضلات دانش آموزان بکاهیم .




[ بازدید : 12 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ پنجشنبه 26 فروردين 1400 ] [ 20:47 ] [ shokooh ]
[ ]

تدریس

معلم : بچه ها تاسایی که بهتون گفتم قبلا درست کنید بیارید و جلوی خودتون بذارید .

من بهتون گفته بودم ۳ نوع تاس با کمک مامان باباهاتون درست کنید .درست کردید عزیزای من؟!


معلم: یکی از تاسامون همه عدداش پنجه ، یکی یک تا ششه و یکی سه تاش یکه درسته؟؟


معلم: اول با تاسی که همش پنجه کار داریم ازتون میخوام چند بار تاس بندازید و بم بگید چند اوردید؟!


معلم : احتمالش چقده شش یا یک بیارید.کسی میتونه یه عدد بجز پنج بیاره؟؟


معلم :درسته، اینجا میشه گفت احتمال پنج اوردن صد درصدی و قطعیه و احتمال اوردن عدد غیر پنج چنده بچه ها؟!


معلم: حالا بریم سراغ تاس دوم که سه تا یک داره.۱۰ بار تاس بندازید و توی گروه بنویسید بیشتر چه عددی اوردید!


معلم : اینجا میگیم احتمال اوردن یک زیاده کسی میدونه چرا؟؟


معلم : درسته عزیزای من.


معلم : تاس سوم چی ؟ برای اونم همین کارو کنید .


معلم :بچه ها همتون درست میگید این تصادفیه، یکی ۲ بیشتر اورده یکی ۳ و یکی ۱و... اینجا احتمال اوردن همه ی اعداد برابره و به شانس بستگی داره .کی میتونه بگه چرا؟!


معلم : دقیقا همینطوره .چون تعداد هر عدد توی تاس یکیه و تعدادشون با هم برابره . بچه های عزیزم بریم یکم تمرین کنیم تا کامل کامل یاد بگیریم .



دانش آموزان :بله خانوم


دانش آموزان :بله


دانش آموزان: خانوم ۵


دانش آموزان: هیچی خانوم اخه ما که عدد دیگه ای نداریم.نه خانوم نمیتونیم


دانش آموزان:هیچی خانوم صفر


(بچه ها تاس میاندازند ):یک خانوم


دانش آموزان: خب چون تعداد یکامون زیاده


دانش آموزان:(هرکدام چیزی میگویند یکی ۲ یکی ۳ یکی ۶و...)


دانش آموزان : چون از هر عددی یکی داریم.




اهداف جزیی :


۱_مفهوم احتمال زیاد و کم را متوجه شود.


۲_مفهوم احتمال ۱۰۰درصدی و صفر را متوجه شود.


۳_ارتباط فراوانی ها را با احتمال درک کند.



اهداف رفتاری:

۱-مفهوم احتمال را بداند .(شناختی)


۲_متوجه ارتباط فراوانی با احتمال کم و زیاد شود.(شناختی)



بتواند احتمال را در تصمیم گیری هایش اعمال کند.(حرکتی)


۱_به درس احتمال علاقه پیدا کند.(عاطفی)

۲_به اهمیت این مبحث در زندگی پی ببرد.(عاطفی)


ارزیابی پایانی:

معلم : بچه ها تمرینای کتابو توی صفحه ۲۳ بذارید جلوی خودتون و حل کنید. جوابارو برای من‌تو پیوی بفرستید. سوالی هم داشتید میتونید بپرسید عزیزای من .


تعیین تکلیف:

معلم :بچه ها چنتا سوال احتمال براتون فرستادم تو گروه.خوب انجامشون بدید که جلسه بعد برای دوستاتون توضیح بدید.

دانش آموزان: چشم خانوم.








[ بازدید : 18 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ چهارشنبه 25 فروردين 1400 ] [ 21:18 ] [ shokooh ]
[ ]

مقدمه:

زادگاه این مکتب فلسفى، آمریکا است و اسامى دیگر آن عبارتند از: فلسفه علمى،اصالت عمل، فلسفه آلى یا وسیله ای. متفکران معروف این مکتب عبارتند از: پیرس،ویلیام جیمز و جان دیویى.اساس جهان بینى پراگماتیسم بر تجربه به مفهوم وسیع آن یعنى ادراک، احساس، تفکر،قضاوت، مقایسه، توصیف، سیر عقلانى و توجه به ارتباط امور با یکدیگر گذاشته است.محور اندیشه ی مکتب پراگماتیسم، مفید بودن و عملى بودن محتوای اندیشه آدمی است. ارزش حقیقت، در گرو فایده عملى آن است. ملاک صحت و سقم، عمل آدمى است؛ نه نظر یا دلیل عقلى و منطقى او.خواستگاه فلسفه ی اصالت عمل، فرهنگ آمریکایی است. این مکتب، مورد اقبال وتوجه اکثر آمریکایى هاست. آمریکایى ها به جنبه هاى عملى بیش از جنبه هاى نظرىاهمیت مى دهند و اصولا فرهنگ آمریکایى با فلسفه ی اصالت عمل، سازگارتر است؛ زیرافرهنگى است تنوع گرا و دارای عناصر نامتجانس و غیر همگن. فرهنگ آمریکایى، فاقدریشه های عمیق و کهن و آیین یک پارچه است. ملت آمریکا نیز از ملیت هاى گوناگون ونامتجانس که پیشینه ی فرهنگى اندکى دارند، تشکیل شده است. از این رو، به سنت هاىکهن، کم تر اعتنا مى کنند و سنت شکنى، فردگرایى، خودکامگى و طرفدارى از تغییر وتنوع از خصایص این ملت است و فلسفه هایى از قبیل «اصالت عمل»، «کنش گرایى»،«ابزار گرایى»، «تجربه گرایى»، و امثال آن ها به مذاق آنان خوش تر مى آید عملگرایی عبارت است از نوعی گرایش، روش و یا فلسفه‌ای که نتایج عملی و افکار و معتقدات آدمی را معیار اساسی تعیین ارزش و حقیقت آنها می‌داند. علت بوجود آمدن مکتب پراگماتیسم چه بود :

1- ریشه های فرهنگی رشد ، توسعه چنین تفکری در آمریکا بیشتر به نحوه تشکیل و توسعه این کشور مربوط می شود که پس از برخورد مهاجران اروپایی با این سرزمین جدید و کوشش برای ساختن جامعه ای بدون تاریخ گذشته و سابقه شکل گرفته است . زیرا در چنان جامعه ای بهبود شرایط زندگی انشان تنها در سایه فعالیت هائی که مستلزم به کار انداختن نیروی عقل و اندیشه و استفاده از آن د تمام شئو ن زندگی است . 2- منبع اصلی هر گونه تصمیمی عقل انسانی است به عبارت دیگر شرایط فوق نقش فرد و نیروی عقلانی او را در ایجاد افکار و عقاید تازه و به کار انداختن مهارتها و معلومات برای بهبود زندگی روشن کرد . 3- عامل سوم توسعه و تحکیم مبانی فلسفه عمل گرایی ، تحرک و پویایی اجتماعی در جامعه آمریکا بود . زیرا در سرزمین جدید از نظامات اجتماعی اروپایی با طبقات اجتماعی معین و ثابت جنری نبود . در چنین محیط پر تغییری عملا " بدین نتیجه رسیدند که حکومتها ، قوانین و نهادهای اجتماعی قابل تغییر و به منزله ابزارهائی هستند که انسان برای رفع نیازهای خود ایجاد کرده است .


پراگماتیسم چیست؟

واژه پراگماتیسم مشتق ازلفظ یونانی pragma به معنی عمل است. این واژه اول بار توسط چالرز ساندرز پیرس، منطق دان آمریکائی به کار برده شد.

مقصود او از به کاربردن این واژه، روشی برای حل کردن و ارزشیابی مسائل عقلی بود. اما به تدریج معنای پراگماتیسم تغییر کرد. اکنون، پراگماتیسم به نظریه ای مبدل شده که می گوید: حقیقت، چیزی است که از دیدگاه انسان، خوب باشد. به سخن دیگر، پراگماتیسم یعنی اینکه درباره هر نظریه یا آموزه ای باید بر پایه نتایجی که از آن به دست می آید، داوری کرد. به نظر پراگماتیست ها، اگر عقیده ای به نتیجه خوب و کار آمد برای انسان بیانجامد، باید آنرا حقیقی قلمداد کرد. حقیقت چیزی نیست که مستقل و مجرد از انسان وجود داشته باشد. تا قبل از این، نظریه اصلی و رایج درباره حقیقت این بود که حقیقت امری است جدا از انسان؛ چه کسی آن را بشناسد، چه نشناسد. مثلاً گردش زمین به دور خورشید، امری است که همیشه حقیقت داشته است؛ گرچه برای هزاران سال تصور بر این بود که زمین ثابت است و خورشید به دور آن می گردد. بر همین مبنا، صدق و درستی هر نظریه تطابق آن با واقعیت و نادرستی آن عدم تطابق با واقعیت بود.

اما پراگماتیسم قائل به این شد که حقیقت امر جدایی از انسان نیست؛ بلکه تنها دلیل برای اینکه یک نظر درست و حقیقی است و یک نظر، باطل و خطا، این است که اولی در عمل به درد انسان بخورد و برای او کارآمد و مؤثر باشد و دیگری چنین نباشد. به این ترتیب، معنای صدق قضیه در پراگماتیسم تغییر یافت. صدق هر گزاره، فقط توسط نتایج عملی آن سنجیده می شود نه در مقایسه با واقعیت خارجی. یک فکر یا عقیده تا وقتی که فقط عقیده است، بخودی خود نه صحیح است و نه غلط؛ بلکه فقط در جریان آزمایش و کار برد عملی آن است که برحسب نتایجی که از آن نظر گرفته می شود، صادق یا کاذب می شود.

بدین سان و بر این مبنا، برای مثال تا پیش از کشف آمریکا، این عقیده که سرزمینی میان اروپا و آسیا وجود دارد، نه راست بود نه دروغ؛ اما پس از اکتشاف آمریکا، این نظریه به حقیقت پیوست (گوتك،1384).


فیلسوف آموزش و پرورش، کسی است که از ذهن فلسفی یعنی ذهنی پویا و منسجم برخوردار است. این‌گونه ذهن، او را برمی‌انگیزد که در همه امور آموزش و پرورش جامعه‌اش غور کند، شک کند، به شقوق مختلف تربیت بیندیشد، زندگی را فرآیند واحد پیچیده که روز به روز هم پیچیده‌تر می‌شود، می‌داند، معنا را از ماده جدا نمی‌داند (شعاری‌نژاد، 1383.)

همچنین فیلسوف آموزش و پرورش، فرزند زمان است و هرگز در گذشته در جا نمی‌زند بلکه گذشته را می‌خواند ولی در گذشته نمی‌ماند و به مسائل تربیتی روز کشورش و حتی جهان می‌پردازد.

فیلسوف تربیتی امروز، جهانی می‌اندیشد لکن منطقه‌ای عمل می‌کند. یعنی در حل تمامی مسائل تربیتی جامعه خویش، شرایط اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی خود را مورد توجه خاص قرار می‌دهد.

این فیلسوف آموزش و پرورش، همیشه در حال آموختن و افزودن تجربه‌هاست و از هرگونه تقلید اندیشه‌ای و کلیشه‌ای بی‌زار است.

منظور از مطالعه سیستم‌ها یا فلسفه‌های آموزش و پرورش این است که درباره مطالب زیر بیندیشیم:

1) درباره آموزش و پرورش (تربیت) سیستم‌های فکری گوناگونی وجود دارند.

2) هر فلسفه دارای پیشگام یا بانی می‌باشد.

3) هرکدام از فلسفه‌ها، چه نظری درباره آموزش و پرورش دارند و توصیه‌های هرکدام چیست؟

4) کدام فلسفه تربیتی جامع‌تر و کامل‌تر است؟

5) علوم مختلف مانند، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، اقتصاد و ... درباره آموزش و پرورش چه نظریه‌ای دارند؟

6) سرانجام، این نکته مهم را دریابیم که ما امروز تنها به نظریه‌پردازی بهتر درباره آموزش و پرورش و روشهای بهتر آن نیاز نداریم، بلکه باید سخت بکوشیم که آن دو را به هم پیوند دهیم. (امیری، محمدعلی، 1375.)

عمل‌گرایی (پراگماتیسم)

شاید هیچ سیستم فکری یا فلسفی در قرن بیستم به اندازه عملگرایی مطرح نشده و غوغایی به پا نکرده است که هنوز هم مطرح است و درباره‌اش گفتگو می‌شود (ویلیامز جیمز، ترجمه عبدالکریم رشیدیان، 1370.) به گفته خود ویلیامز جیمز «روش پراگماتیکی قبل از هر چیز روشی است برای حل نزاعهای متافیزیکی، که در غیر این صورت می‌توانند پایان‌ناپذیر باشند. آیا جهان واحد است یا کثیر؟ مقدر است یا آزاد؟ مادی است یا روحی؟ اینها مفاهیمی هستند که هرکدام ممکن است درباره جهان صادق باشد یا نباشد و نزاع بر سر چنین مفاهیمی پایان‌ناپذیر است. روش پراگماتیکی در چنین مواردی عبارت است از کوشش برای تفسیر هر مفهومی به کمک ردگیری پیامدهای عملی مربوط به آن.

اگر این یا آن مفهوم صحیح باشد چه تفاوت عملی در بین خواهد بود اگر هیچ‌گونه تفاوت عملی یافت نشود در این صورت، شق‌ها (آلترناتیوها)ی مختلف عملا دارای یک معنا هستند و هر نزاعی بیهوده است. هرگاه نزاعی جدی باشد ما باید قادر باشیم تفاوت عملی‌ای را که در اثر محقق بودن این با آن طرف نزاع حاصل می‌شود نشان دهیم. (شعاری‌نژاد، 1383)

اصطلاح پراگماتیسم از واژه یونانی پراگما به معنای عمل مشتق شده است. این اصطلاح را نخستین بار چارلز پیرس (1914-1839) دانشمند و فیلسوف امریکایی در 1878 وارد فلسفه کرد. پیرس در نشریه «ماهنامه دانش‌عامه» پس از خاطرنشان کردن این نکته، که عقاید ما واقعا قواعدی برای عمل هستند، اظهار کرد که برای بسط دادن یک مفهوم ذهنی فقط لازم است معین کنیم این مفهوم برای ایجاد چگونه رفتاری به کار می‌آید و آن رفتار برای ما یگانه معنای آن است (پراگماتیسم، صفحه 41.)

«پراگماتیسم بیانگر رویکردی کاملا آشنا در فلسفه، یعنی همان رویکرد تجربه‌گرایانه است (همان منبع، صفحه 43.)

پراگماتیسم یا سیستم فکری «اصالت عمل» یا «عمل‌گرایی» که «تجربه‌گرایی» و «ابزارگرایی» و «وسیله‌گرایی» نیز نامیده می‌شود عمدتا در مخالفت با اصول ایده‌آلیسم به وجود آمد و گسترش یافت و تقریبا کیفیت و نظام آموزش و پرورش جهان را تحت تاثیر قرار داد که هنوز هم این تاثیر عمیق ادامه دارد. عملگرایی عبارت است از نوعی گرایش، روش و یا فلسفه‌ای که نتایج عملی و افکار و معتقدات آدمی را معیار اساسی تعیین ارزش و حقیقت آنها می‌داند. (چهار پراگماتیست، 1366.)

...« بنا به تعریف فلورانوا پراگماتیسم یعنی احتراز لفاظی و تعیین ارزش هر اصل فلسفی از روی تاثیر و ارزش عملی که در زندگی افراد ممکن است دارا باشد.» (مدرسه و شاگرد، 1333.)

افکار و عقاید عملگرایان را می‌توان چنین خلاصه کرد:

افکار به تنهایی برای واقعیت کافی نیستند و عمل روی آنها برای تعیین ارزش، ضرورت دارد.

تنها آزمون معتبر حقیقت در افکار و عقاید این است که به حل رضایت‌بخش مسائل به کار رود.

باید به زمان حال پرداخت نه گذشتهکه پرداختن به گذشته از خصایص برجسته آرمانگرایی و واقع‌گرایی است.

باید روی تغییر تاکید کرد که تنها واقعیت است.

برای حل مسائل موجود باید از روش علمی استفاده کرد. هرگاه فکر «کارگر باشد» و مساله را حل کند در این صورت، «حقیقت» کشف شده است.

حقیقت به شرایط و اوضاع موجود بستگی دارد و چیز مطلقی نیست آنچنان که آرمانگرایان و واقع‌گرایان معتقدند پس، هر چیز نسبی و موقعیتی است که حتی اخلاق را هم دربر می‌گیرد.

«تجربه» واسطه یا میانجی افکار و اعمال است و آمیختگی آنها را منعکس می‌کند.

رفتار، فرآیند سازگاری پایان‌ناپذیر با جامعه است. آنچه را که فرد آموخته است ضمن تجربه‌های هدفدار انجام گرفته است. یادگیری، فرآیند بازسازی است.

یادگیری به انسان، بینش‌ها و روابط جدید می‌بخشد.

معلمان قدرت مطلق نیستند و نمی‌توانند یادگیری را برای محصلان انجام دهند. محصلان مدام از دیگران می‌آموزند که مهمتر از همه، محیط‌شان است (1938. Dewey, John). خلاصه، پراگماتیسم، روی روش و گرایش یا دید بیش از نظام عقیده‌ای فلسفی تاکید می‌کند و روش عملی جدید را به صورت پایه هر فلسفه به کار می‌برد. پراگماتیسم سیستم‌های فلسفی قدیم را مورد انتقاد قرار داده می‌گوید:

«فلسفه، در گذشته این اشتباه را کرده که به غایات و جوهرهای ابدی، ذوات، اصول ثابت و نظام‌های قالبی متافیزیک پرداخته است. پراگماتیست‌ها باید به علم تجربی و دنیای متغیر و مسائل آن و طبیعت، آنچنان که هست، بپردازند. تجربه، اصل است و از تعامل یا تاثیر متقابل موجود زنده (اورگانیسم) و محیط او به وجود می‌آید. به عقیده این مکتب، مرز واقعیت از «تعامل» میان انسان و محیط او ناشی می‌شود، واقعیت، جمع و کل چیزی است که ما «تجربه می‌‌کنیم» انسان و محیط او هماهنگ و همپایه‌اند و نسبت به آنچه واقعیت دارد مسوولیت برابری دارند.»

معلم پراگماتیست

معلم پیرو عملگرایی معمولا از خصایص زیر برخوردار است:

پیوسته به دانش‌آموزانش کمک می‌کند که این حقیقت را دریابند و بپذیرند که همواره قابل تغییر هستند.

به دانش‌آموزان آموزش می‌دهند که برای رسیدن به حقیقت و حل مسائل، روش علمی را به کار ببرند.

برای دانش‌آموزان مسائلی را ترتیب می‌دهد و مطرح می‌سازد که حل و فصل آنها مستلزم تلاش شخصی باشد.

یادگیری دانش‌آموزانش را آنچنان راهنمایی و هدایت می‌کند که به رشد و تکامل شخصی و اجتماعی آنان بینجامد.

فعالیت‌های یادگیری را آنچنان پیش می‌برد که دانش‌آموزان مستقیما به فرآیند تحقیق کشانده شوند و به پژوهش بپردازند.

دانش‌آموزان را در پرسش‌های ارزشی درگیر می‌کند که به کوشش برای رشد و تکامل اجتماعی منجر می‌شود.

دانش‌آموزان را طوری پرورش می‌دهد که وحدت آموخته‌های خود را در نظر داشته باشند (شعاری‌نژاد، 1383.)


آموزش و پرورش از دیدگاه عملگرایی

در عملگرایی، مخصوصا ابزارگرایی بیش از سایر سیستم‌های فلسفی، انسان و آموزش و پرورش مورد بحث قرار گرفته‌اند به طوری که عملگرا (پراگماتیست)، آموزش و پرورش را جنبه یا بعد فعال فلسفه می‌داند و معتقد است که فلسفه از تربیت، زاییده می‌شود نه برعکس. به نظر دیوئی بهترین و مهمترین تعریف فلسفه این است که «فلسفه، عبارت از نظریه تربیتی به معنای وسیع کلمه است.» (شعاری‌نژاد، 1383)

فلسفه آموزش و پرورش پراگماتیستی را می‌توان در چند اصل زیر خلاصه کرد:

1- مبدا و محور آموزش و پرورش کودک است و تعامل میان محیط طبیعی و اجتماعی کودک است که به او تجربه می‌دهد و مربی باید همواره به این تعامل توجه خاص داشته باشد.

2- تربیت از نظر پراگماتیسم توجیه و هدایت‌ انگیزه‌ها و استعدادهای فطری است و در نتیجه این آموزش و پرورش کودک را شکل‌پذیر، فعال و نتیجه‌بخش، مبتکر و خلاق تربیت می‌کند.

3- پراگماتیست‌ها برای فرد، آزادی، اعتقاد و ایمان او ارزش زیادی قائل هستند به بیان دیگر، هر فرد در اجتماع می‌تواند و حق دارد مقام متناسب خود را اشغال کند.

4- پیروان فلسفه پراگماتیسم به فرآیند و روش، بیش از هدف و نتیجه عمل اهمیت می‌دهند.

5- پراگماتیست عقیده دارد که دانش‌آموز باید دائما در وضع فعال قرار گیرد و نباید از او انتظار داشت که عقاید و نتایج اندیشه مردم را بپذیرد. معتقد است که آموزش و پرورش باید کودک را تحریک و ترغیب کند تا خود و در نتیجه فعالیت ذهنی و تجربی خود را بشناسد. به این ترتیب پراگماتیسم عمل را بر تفکر ذهنی و انتزاعی مقدم می‌داند.

6- پراگماتیست معتقد است که کودک از راه فعالیت شخصی بیش از روش تقلید یاد می‌گیرد.

این مکتب درصدد آن است که کودک در اوضاع و احوالی قرار گیرد که خود در نتیجه کوشش به حقیقت برسد.

7- پراگماتیسم تقسیم برنامه درسی را به علوم و مواد مختلف مورد انتقاد قرار می‌دهد زیرا میان آنها فرق زیادی نمی‌بیند و معتقد است باید معرفت و شناخت را به کودک به صورت فعالیت واحد زنده، آنچنان که در طبیعت هست، درآورد و کودک از این شناخت خود در حل مسائل و مشکلات زندگی استفاده کند و به این شناخت از دیدگاه عملی بنگرد.

8- فلسفه عمل‌گرایی به اصل تکامل در برنامه درسی معتقد است و این اصل عبارت از زندگی دانش‌آموز و تجربه او به طور کلی و خصوصا فعالیت کنونی وی است.


9- پراگماتیست، مدرسه را جامعه کوچکی از اجتماع بزرگ می‌داند و معتقد است که دانش‌آموز از راه فعالیت‌های خود در این جامعه می‌تواند با حقوق و وظایف یا به طور کلی مسائل اخلاقی آشنا شود و آنها را به کار بندد. در این صورت دیگر معلم نقش واعظ و سخنران را نخواهد داشت.

10- پراگماتیست از طریق روش پروژه مشخص می‌شود. در این روش کودک را با مشکلات و مسائل عملی در زندگی مواجه می‌کنند تا شخصا درباره آنها بیندیشد و برای حل آنها بکوشد.

فعالیت فلسفه پراگماتیسم در میدان آموزش و پرورش، سبب شد که نهضت «تربیت پیشرفته» پیدا شود که پیشرو آن دیوئی است. این آموزش و پرورش توجه خود را بیشتر به دانش‌آموز معطوف می‌کند و معتقد است که ما در جریان زندگی یاد می‌گیریم و از یادگیری موضوع‌هایی که از لحاظ زندگی مورد استفاده نیستند، معذوریم. (جان دیوئی، ترجمه سیداکبر میرحسینی، 1369)

هدف آموزش و پرورش در این فلسفه

دیوئی در بحث از آموزش و پرورش و هدف آن می‌گوید: «هدف‌های تربیتی هم مثل هدفهای سایر فعالیت‌های انسانی، متعدد و گوناگونند و هیچ‌یک نمی‌تواند بقیه را زیر بال بگیرد و همه فعالیت‌های تربیتی را رهبری کند...» یک هدف تربیتی مطلوب دارای خصایص و ویژگی‌هایی اینچنین است:

الف) هدف تربیتی در مورد هر کس باید بر فعالیت‌ها و احتیاجات اصیل او که شامل عادت‌های اکتسابی هستند، مبتنی باشد.

ب) هدف تربیتی باید با اوضاع و احوال محیط شخص موافق باشد تا حصول آن میسر شود.

به عبارتی هدف‌هایی که از خارج برفرد تحمیل می‌شوند، قابل حصول نخواهند بود.

پ) هدف تربیتی باید عینی و قابل ادراک و قابل تحقق باشد. هدف‌های بسیار کلی و انتزاعی برای کودک قابل درک نیستند از این‌رو، تحقق نمی‌پذیرند.

به نظر دیوئی، هدف آموزش و پرورش راهنمایی دانش‌آموز براساس رغبتها و فعالیت‌های شخصی او به رشد و تکامل است که از راه شرکت در راههای دموکراتیک زندگی انجام می‌گیرد.

دانش‌آموز باید انعطاف‌پذیری، سازگاری و قدرت تجدید ارضای نیازهای حال و آینده‌اش را داشته باشد. (شعاری‌نژاد، 1383)

به نظر پراگماتیست‌ها، آموزش و پرورش یک عمل اجتماعی است. زیرا دانستن و انجام دادن به همدیگر بستگی دارند. پس یادگیری ضمن زندگی انجام می‌گیرد مخصوصا اگر فرد فعالیت‌های زندگی را شخصا انتخاب کرده باشد. آموزش و پرورش شامل مجموع تجاربی است که شخص در نتیجه تماس با محیط اجتماعی و طبیعی کسب می‌کند. زندگی، مربی واقعی است.

دانش‌آموز به مدرسه می‌رود برای این که آنجا را دوست دارد و جای فعالیت و نشاط است. فعالیت‌های مدرسه برای او شادی آورند و با نیازهای او سازگارند.

مربی ابتدا باید برای حل دو مشکل یا مساله زیر بیندیشد:

1- چگونه بیشترین تجربه‌ها را به کودک بدهم؟

2- چگونه می‌توانم این تجربه‌ها را راهنمایی کنم؟

به نظر پراگماتیست‌ها وقتی معلم توانست این دو مساله را حل کند دیگر آموزش خواندن و نوشتن و حساب کردن برای او چندان مهم نیست.

بنابراین مربی باید وظایف زیر را انجام دهد:

الف - دانش‌آموزان را از هر لحاظ بشناسد.

ب - همیشه در نظر داشته باشد که آموزش و پرورش فعالیتی است مبتنی برطبیعت کودک.

پ - با توجه به این که فعالیت‌ راه طبیعی یادگیری است، فرصت‌ها و امکاناتی برای دانش‌آموز فراهم آورد تا او فعالیت کند.

ت - مسایل و مشکلاتی که در کلاس طرح می‌شود را با کمک خود دانش‌آموزان حل نماید، زیرا این مسایل متناسب با سن و استعداد و نیازهای دانش‌آموزان هستند

ث - دانش‌آموزان را طوری تربیت کند تا آنان خود شخصا مسایل موردعلاقه‌شان را انتخاب کنند و مسایل و مشکلاتشان را طبقه‌بندی کنند و از لحاظ اهمیت و اولویت مورد بحث قرار دهند.

ج - مربی همیشه به یاد داشته باشد که آزادی دادن به دانش‌آموزان وسیله‌ است نه هدف به این منظور که ایشان بتوانند فعالیت کنند.

چ - به دانش‌آموزان امکان دهد که اشتباه کنند زیرا یادگیری نمی‌تواند بدون اشتباه انجام بگیرد، جز این‌که مربی باید به طور غیرمستقیم ایشان را به اشتباهاتشان متوجه گرداند.

(دیوئی، جان، ترجمه مشفق همدانی، 1333.)

برنامه درسی از نظر پراگماتیست‌ها

مکتب‌های تجربه‌گرایی تقسیم برنامه را به علوم و مواد مختلف نادرست می‌دانند؛ زیرا می‌گویند: همه آنها جنبه‌هایی از فعالیت انسان برای حل مشکلات محیطی و سازگاری با محیط هستند. کودک باید تجارب لازم را بیاموزد تا بتواند موجودیت خود را در جهان حفظ کند. بنابراین، برنامه درسی باید شامل انواع شناخت و مهارتهایی باشد که کودک در زندگی کنونی و آینده‌اش به آنها نیازمند است.

پس هر کودک باید ابتدا نوشتن و خواندن زبان ملی خود را یاد بگیرد و بتواند افکارش را با آن تعبیر کند. از طرف دیگر،‌ به یادگیری ریاضیات احتیاج دارد و نیز در برنامه مدرسه باید درس بهداشت و تربیت‌بدنی را گنجانید.


مدرسه به طور کلی باید فعالیتهایش را بر امیال دانش‌آموزان مبتنی کند تا این‌که بتواند رغبت آنان را برای یادگیری برانگیزد.


دیویی امیال کودکان را به 4 نوع تقسیم می‌کند:

1- میل به ارتباط اجتماعی 2- میل به جستجو و بررسی اشیاء 3- میل به فعالیت 4- میل به تعبیر هنری.

به عقیده او، هرگاه برنامه فعالیت مدرسه بر این 4 میل تنظیم شود، به رشد و تکامل طبیعی کودک کمک خواهد کرد و یادگیری برای او نشاط‌انگیز خواهد بود. (شعاری‌نژاد،‌1383.)


روش تدریس از نظر پراگماتیست‌ها

عملگرایی، دانش‌آموز‌محور است و برنامه درسی را ناشی از زندگی می‌داند. روی تفکر انتقادی و خلاق تاکید می‌کند. وظیفه معلم هم این است که تجارب و آزمایشها را برگزیند، تنظیم کند و هدایت نماید، آنچنان که شرکت در فعالیتها شناخت و معرفت دانش‌آموزان را به حداکثر برساند.

وقتی خود دانش‌آموزان درگیر تجربه و آزمایش شوند، طبعا بیشتر احساس مسوولیت خواهند کرد. تربیت اجتماعی و روان‌شناختی باید توام انجام گیرند. در هرگونه تربیت: اخلاقی، شغلی، اجتماعی باید رشد و تکامل فرد را پایه قرار داده با توجه به این نگرشها روش تدریس تابعی از تفاوت‌های فردی خواهد بود و نمی‌توان روش واحد و ثابتی را برای همیشه به کار برد.

منابع

دیوئی ، جان، مدرسه و شاگرد،ترجمه مشفق همدانی، تهران: انتشارات صفی علیشاه، 1333.

کاپلستون ، فردریک تاریخ فلسفه : از بنتام تا راسل، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی ، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی ، 1370.

اسکفلر، اسرائیل، چهار پر اگماتیست، ترجمه محسن حکیمی، تهران: نشر مرکز، 1366.

توماس، هنری و توماس، دانالی، ماجراهای جاودان در فلسفه،ترجمه احمد شها، تهران: انتشارات ققنوس، 1372

شعاری‌نژاد، علی‌اکبر، فلسفه آموزش و پرورش، تهران: انتشارات امیرکبیر، 1383.





[ بازدید : 19 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ چهارشنبه 25 فروردين 1400 ] [ 19:03 ] [ shokooh ]
[ ]

تحلیل موقعیت

توصیف

اینجانب مریم قادری چرمهینی با @@ سال سابقه ی کار و مدرک لیسانس در سال تحصیلی ۹۹_۱۴۰۰ در مدرسه ی @ شهرستان @ به عنوان معلم پایه ی سوم مشغول به خدمت میباشم . این مدرسه ی ۱۰ کلاسه در سال ۱۳۸۳ تاسیس شده است.


این مدرسه ی یک طبقه دارای دو ورودی یک انباری یک آبدار خانه نماز خانه پنج سرویس بهداشتی یک ساختمان دویست متری سرایداری و دو راهروی غربی و شرقیست که در هر راهرو پنج کلاس قرار دارد .

در ترکیب رنگ وسایل این مدرسه سعی شده از رنگ های شاد مثل قرمز و نارنجی و از رنگ های آرامبخش مثل سبز و آبی استفاده گردد .

( گزارش فیزیکی )


مدرسه در دو شیفت ۱ ( پسرانه ) و ۲ ( دخترانه ) فعالیت دارد که مجموعا دارای ۲۳ نفر کادر اداری و آموزشی است .

ارائه بخش نامه در این مدرسه به صورت اتوماسیون میباشد که پس از پرینت گرفتن از آن ها درون پوشه ای جهت بازدید همکاران قرار گرفته میشود و مدير مفصلا درباره ی آن توضیح می دهد . ( گزارش ساختار سازمانی )


کادر مدرسه در ابتدا سعی میکنند تا از وضعیت زندگی ، تحصیلی و مشکلات تک تک دانش آموزان مطلع شوند تا در حل مشکلات آنها بکوشند . آنها ضمن احترام گذاشتن به هم سعی میکنند تا رابطه ی صمیمانه با دانش آموزان بر قرار کرده و با همکاری هم تا حد امکان از مشکلات آنها بکاهند . ( گزارش تعاملی )


امسال با دانش آموزی به نام منین مواجه شدم که از بیماری میوپاتی بیماری عضلات ) رنج میبرد . متین با ضعف بینایی ، گفتاری و حرکتی روبه روست و در جمله سازی بسیار مشکل دارد .




[ بازدید : 18 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ چهارشنبه 25 فروردين 1400 ] [ 16:30 ] [ shokooh ]
[ ]

تحلیل موقعیت

توصیف

اینجانب شکوفه ساکی در سال ۹۹-۱۴۰۰ با ۱۴ سال سابقه کار با مدرک فوق لیسانس الهیات و معارف اسلامی، به عنوان معلم پایه ی دوم مدرسه ی حضرت فاطمه (س) مشغول به خدمت میباشم .

در کلاس ۳۵ نفره ی من دانش آموزی به نام سمیه وجود دارد که بسیار از نوشتن واهمه دارد.

عملکرد خوبی در املا نویسی و در کل نوشتن ندارد ، بد خط است و غلط های زیادی در نوشته های او نمایان میگردد.

این بد نوشتن به علت نگاه اطرافیان و دیدگاه اطرافیان در ارتباط با سمیه به صورت ناتوانی در نوشتن و بی استعدادی در ذهن او القا شده است.

اعتماد به نفسش را از دست داده و علاوه بر نوشتن به سایر دروس هم بی علاقه شده و پیشرفت چندانی ندارد.


استنباط

به نظر میرسد سمیه به علت یاد نگرفتن دروس پایه ی اول و عدم شناسایی حروف الفبا و نشانه ها به طور کامل و یا اختلال در نوشتن دچار ضعف در املا نویسی شده و این حس ناتوانی را در او بیدار کرده است.

سمیه از این بابت احساس خوبی ندارد و به همین دلیل نمیخواهد با املا و نوشتن مواجه شود به بیان دیگر از آن واهمه دارد.





[ بازدید : 18 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ چهارشنبه 25 فروردين 1400 ] [ 16:12 ] [ shokooh ]
[ ]

تقسیم


۱_به مفهوم تقسیم پی می برند.

۲_قادر به کشیدن شکل برای تقسیم می باشند.


۳_در کلاس همکاری می کنند.

۴_ به مفهوم باقیمانده پی می برند.

۵_ تمرینات را با علاقه انجام می دهند.

۶_به اهمیت تقسیم در زندگی روزانه پی می برد.


شناختی: آشنایی با خطوط موازی، آشنایی با تقسیم، نوشتن حاصل ضرب از طریق تقسیم

مهارتی: توانایی الگو یابی، توانایی بدست آوردن حاصل ضرب از طریق تقسیم بندی، ارتباط دادن ضرب و تقسیم

اهداف نگرشی: به استفاده ضرب و تقسیم در زندگی روزمره علاقه نشان دهد


ورودی :


معلم : سلام بچه های نازنینم حالتون چطوره؟!

ببینم همتون حاضرید ؟!


دانش آموزان : بله خانوم‌


معلم : خب خدارو شکر بچه های عزیز من همه سالم و سلامتن . من تکالیفتونو دیدم عالی بود واقعا بچه های باهوش من .


انگیزه

معلم: آفــــرین ای فرشته مشقات همه درسته


کودک خــوب و نازم به تلاشت می نازم


قشنگ نوشتی و ناز ای کودک سرفراز


شـکوفـه ی رنگارنگ خسته نباشی قشنگ


بـــارون دونــه دونــه مشقت شده نمونه


حالا بچه ها با هم میخونیم:درس جدید خوش آمدید


(بچه ها تکرار میکنند.)


ارزشیابی تشخیصی:

معلم : یه سری چیزا درباره ی ضرب خونده بودیم . کی میتونه توضیح بده ضرب کجا استفاده میشد؟؟

(دانش آموزان هر یک در ارتباط با ضرب چیزی میگویند)

معلم: دو تا ضرب توی گروه فرستادم جواباشو زود پیوی برام بفرستید که امروز یه درس جذاب داریم.


ارائه


معلم : ( پاور پوینت را اجرا میکنیم)

بچه های عزیزم امروز مخوایم به این دوتا خرگوش خوشگل کمک کنیم تا بهشون ازین هویجا به اندازه ی هم برسه بنظرتون باید چیکار کنیم؟!


دانش آموز ۱: خانوم باید یکی به این بدیم یکی به اون تا کامل تموم شن .


معلم : شاید بشه بیاید امتحان کنیم. با تقسیم. (و هویج ها را جلوی خرگوش ها میگذاریم. )

حالا بیاید با هم بشمریمشون.

(همراه با دانش آموزان میشماریم)

خب ۴ تا مال این شد ولی ۵ تا مال اون اشتباه شد که. چیکار کنیم؟!

دانش آموز ۲ : اون یکیو باید نصف کنیم خانوم؟!

معلم: اما خرگوشامون هویج نصفه دوست ندارن!

دانش آموز۳: خانوم‌نمیشه که یکی اضافه میاد.

معلم :درسته بچه های باهوش من به این میگن باقی مونده . و وقتی این اتفاق پیش میاد میگم تعداد هویجا به خرگوشا بخش پذیر نیست.

بنظرتون چیکار باید کنیم که بخش پذیر شه؟!

دانش آموز ۴: خانوم یکی از هویجارو برداریم

دانش آموز ۵: باید یه هویج اضافه کنیم.

معلم : درسته عزیزای من

حالا بیاید با هم نتیجه گیری کنیم.

باقی مونده چی بود؟

دانش آموز ۶:اون چیزی که تقسیم نمیشد و اضافه میومد.

معلم : دقیقا عزیزم. بخش پذیر چی بود؟

دانش آموز۷: خانوم وقتی که ما یه چیزیو تقسیم کنیم و باقیمونده نداشته باشه.

معلم : مرسی عزیزم و اگه باقی مونده بیاد بهش میگن؟!

دانش آموزان: بخش نا پذیر .

معلم : مرسی که به‌خرگوشای کوچولومون کمک کردید.


ارزشیابی پایانی

معلم: بچه ها بیاید با کمک هم تمرین های کتاب رو حل کنیم.(و تمرین ها را یکی یکی با نظر پرسی از بچه ها حل میکنیم)


تعیین تکلیف:

معلم : بچه ها برای هر کدومتون ۵ تا تقسیم میفرستم ببینم چقد خوب حلش میکنیدا .

جلسه بعد نگاه میکنم من مطمئنم بچه های باهوش من از پسش بر میان.

دانش آموزان : چشم‌خانوم




[ بازدید : 15 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ دوشنبه 23 فروردين 1400 ] [ 23:04 ] [ shokooh ]
[ ]

مقدمه


یکی از اختلال های شایع دوران کودکی و نوجوانی و از جمله دلايل ارجاع کودکان به کلینیک های روانشناسی و مشاوره ، اختلال نافرمانی مقابله ای ( ODD ) است ( استینر و رمسینگ ، ۲۰۰۷ ) . اختلال بی اعتنایی مقابله ای الگوی پایدار رفتارهای منفی کارانه ، خصومت آمیز و گستاخانه در غیاب نقص جدی موازین اجتماعی یا حقوق دیگران است ( سادوک و سادوک ، ۱۳۸۲ ؛ گری ، آبلون و گورینگ ، ۲۰۰۳ ) . کودکان مبتلا به این اختلال ، به آسانی خشمگین می شوند ، زود از کوره در می روند ، با دیگران ستیز دارند ، نسبت به خواست و مقررات بزرگسالان بی اعتنایی یا عدم همکاری نشان می دهند و از طرفی کینه توزی می کنند و به عمد کارهای مزاحمت برانگیز انجام می دهند ( لطفی کاشانی و وزیری ، ۱۳۸۰ ) . اختلال بی اعتنایی مقابله ای سومین اختلال شايع روان پزشکی است که در کودکان ۳ تا ۱۷ ساله به دفعات گزارش شده است ( ویتنی ، بر امبر و استیو " ، ۲۰۱۲ ) . عوامل مختلفی از جمله سن و جنس ، با این اختلال مرتبط اند و حدود نیمی از کودکانی که برچسب اختلال بی اعتنایی مقابله ای را دریافت می کنند ، به اختلال روانی دیگری نیز مبتلا هستند ( هفلینگر و هامفری ، ۲۰۰۸ ) . در ۴۰ الی ۷۰ درصد موارد این اختلال با اختلال نقص توجه و بیش فعالی همبودی دارد ( اسپنسر و همکاران ، ۲۰۰۶ ) علاوه بر این ، اختلال توره نیز با این اختلال هم بودی بالایی دارد ( گرین ، آبلون و گورینگ ، ۲۰۰۳ ) . میزان شیوع این اختلال بسته به نوع ارزیابی و ملاک های تشخیصی که به کار گرفته می شود در بازه وسیعی بین ۲ تا ۱۶ درصد در سنین پیش دبستانی یا اوایل سنين مدرسه گزارش شده است ( گوپین ، بریود ، مارکز ، لودنیکا و هالپرینت ۲۰۱۳ ) . تحقیقات در مورد سبب شناسی اختلال نافرمانی مقابله ای ، ترکیبی از خصوصیات و گرایشات ژنتیکی یا زیست شناختی کودکان ، شیوه های فرزند پروری ناکارا و شرایط محیطی را عنوان کرده اند ( استینر و رمسینگ ، ۲۰۰۷ ) . کودکان با علائم اختلال نافرمانی مقابله ای معمولا در مدرسه پیشرفت خوبی ندارند . در روابط بین فردی ضعیف هستند ، دارای مشکلات توجهی و نقص در کارکردهای اجرایی می باشند و عمدتا فاقد مهارت های شناختی ، اجتماعی و عاطفی مورد نیاز برای انجام تقاضاهای بزرگتر می باشند هو مرسون ، ماری ، اهان و جانستون ، ۲۰۰۶ ) .

در اینجا بر آنیم تا با راهکار هایی نا فرمانی دانش آموزان را در مدرسه کاهش دهیم .


تحلیل موقعیت


توصیف

اینجانب سیده آمنه عمادی سرخی در سال ۹۹_۱۴۰۰ به عنوان معلم زبان انگلیسی پایه ی هفتم تا دوازدهم در مدرسه ی طلیعه ی آزادی واقع درمسکن مهر نکا مشغول به خدمت می باشم.

در اوایل سال متوجه بروز رفتار هایی مانند عصبانیت و بی ادبی،تلاش برای اذیت کردن دیگران، عمل نکردن به قوانین ، برخلاف نظر دیگران عمل کردن ، مقاوت رفتاری و ...در برخی دانش آموزان شدم .

آنها نظم مدرسه را به هم میریختند، همکلاسی هایشان را به تحریک به انجام کار های ناهنجار میکردند و از لحاظ تحصیلی نیاز بسیار عقب بودنت و پیشرفتی نداشتند.


استنباط


به نظر میرسد برخی دانش آموزان پایه هفتم تا دوازدهم مدرسه دچار اختلال نا فرمانی در سطوح و شدت های مختلفند .

آنها از اذیت کردن دیگران و برخلاف قوانین عمل کردن لذت میبرند و نظم مدرسه را به هم میزنند.

احتمالا این دانش آموزان نیاز به متناسب سازی و ارائه خدمات ویژه دارند .


بازنگری


برخی ازدانش آموزان پایه ی هفت تا دوازده مدرسه ی طلیعه ی آزادی رفتار هایی نا هنجار از خود بروز میدهند.

آنها نشانه هایی از اختلال اختلال نا فرمانی در رفتارشان دارند و این اعمال علاوه بر به هم زدن نظم و مشکل سازی برای دیگران ، آنها را از تحصیل و پیشرفت تحصیلی باز داشته است.


قضاوت و مسئله یابی


رفتار های نا هنجار کودکان و نوجوانان بی علت نیست و باید تشخیص و ریشه یابی شود .

برخورد های نا مناسب و سرکوب کردن اوضاع را بد تر خواهد کرد.

یکی از مهم ترین وظیفه ی معلمان دقت در وضعیت جسمی، روحی و رفتاری دانش آموزان ،شناسایی مشکلات آنها و تلاش برای رفع آنها می باشد.


بیان مسئله


اختلال نافرمانی مقابله ای؛ این اختلال یکی از شایع ترین اختلالات رفتاری در کودکان است. کودکانی دارای این اختلال دوره های مکرر عصبانیت، رفتار مقابله جویانه یا پرخاشگرانه عمدی و عدم تحمل دستور را نشان می دهند.

این گروه از کودکان رفتار های نافرمانی را در مقابل تمامی افراد بروز می دهند. این افراد ممکن است والدین و معلمان و یا هم بازی و هم کلاسی باشد.

کودکان با این رفتار می خواهند از تسلط دیگران بر خود اجتناب کنند.

نشانه های این بیماری تا نوجوانی هم امکان بروز دارد و اگر درمان به موقع صورت نگیرد منجر به بروز مشکلات عدیده ای در دوران بزرگسالی خواهد شد.

در تمامی کودکان در دوره های مختلف رشد رفتارهای نافرمانی و هنجارشکنانه دیده می شود. اما در این اختلال شدت و تکرار رفتارهای پرخاشگرانه مهم است.

کودکان دارای اختلال نافرمانی نمی توانند بر احساسات خود کنترل داشته باشند و به همین دلیل در اجتماعات هم سالان خود و در روابط با آنها با مشکل مواجه می شوند و اغلب دیگران را با رفتارهای خود ناراحت می کنند. همچنین این کودکان از حضور در فعالیت های جمعی و بازی های گروهی امتناع می کنند و یا مدت کوتاهی بعد از حضور در جمع با سایر کودکان به بحث و مشاجره می پردازند.

اغلب این اختلال با نقص توجه همراه است و دانش آموزان را دچار ضعف تحصیلی نیز میکند.

اگر اقدامات لازم به موقع انجام نشود قطعا در آینده ی فرد تاثیر چشمگیری خواهد گذاشت.


اهداف


هدف کلی

ارائه و انجام راهکار هایی برای کاهش اختلال نا فرمانی در دانش آموزان متوسطه ی مدرسه ی طلیعه ی آزادی.


اهداف جزیی


۱)شناخت نشانه ها ی اختلال نا فرمانی و تشخیص دانش آموزان نافرمان مدرسه.


۲)ارائه و انجام راهکار هایی برای بهبود عملکرد رفتاری دانش آموزان مدرسه طلیعه ی آزادی .


۳)ارائه و انجام راهکار هایی برای بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان نافرمان مدرسه طلیعه ی آزادی .




[ بازدید : 15 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ دوشنبه 23 فروردين 1400 ] [ 21:46 ] [ shokooh ]
[ ]

استرس

چکیده مقاله:

امروزه تقریبا تمامی افراد با واژه استرس آشنایی دارند، چراکه جزء جدایی ناپذیر زندگی انسان شده و انسان از کودکی با موقعیت های تنش زا مواجه است یکی از اختلالات دوران کودکی، اضطراب و افسردگی ا ست که اگر به موقع، تشخیص داده شود، قابل درمان می باشد.ترس و تشویش، شیوع اضطراب را در کودکان پایه ریزی می کند و در صورتی که این ترس ها، بیمارگونه نباشد،به صورت طبیعی خود را نشان می دهد. خجالتی و گوشه گیر بودن، جزو شایع ترین اضطراب های اجتماعی کودکان است که می تواند زندگی آنان را مختل کند. پژوهش پیشرو تحقیقی است حاصل از مطالعات کتابخانه ای با هدف کاهش استرس یکی از دانش آموزان که استرس باعث بی کیفیتی عملکرد او در مدرسه شده و به روح او آسیب‌ وارد کرده است.


مقدمه


آموزش اثربخش نیازمند آن است که معلمان در طول سال های مختلف در معرض تجربیات متنوع و غنی قرار گرفته و قادر به مطالعه ، تصمیم گیری و ارزیابی نتایج تصمیمات در موقعیت های پیچیده آموزشی و تربیتی مبتنی بر یافته های علمی و پژوهشی باشند . پژوهش فرصت برقرار ساختن پیوند میان آموخته های نظری با محیط های واقعی آموزشی- تربیتی و عمق بخشیدن به تجربه های پیشین در جهت توسعه شایستگی های حرفه ای و دست یابی به ظرفیت غایی کنش عملی در کلاس درس را فراهم می کند . کودکی سنی بسیار مهمیست که یادگیری بسیاری از مهارت ها در آیندت به آن بستگی دارد . چرا که پایه های شخصیتی ، اخلاقی و تحصیلی او در این سن گذاشته میشود . کودکان در مرحله عملیات ذهنی یا عینی ( ۷ تا ۱۱ سال ) با اشیا و امور عینی آشنا می شوند . وقتی در این مرحله مسئله ای برای کودکان مطرح شود که در آن فرضیه هایی وجود دارد ، کودکان از حل آن باز می مانند ، اما اگر همان مسئله را برای آنان با کلمات و تعابیر عینی و واقعی شرح دهیم آن را حل خواهند کرد حساسیت آن ها از ۷ سالگی به بعد نسبت به احساسات دیگران بیشتر می شود و احساسات دیگران را در شرایط مختلف می فهمند یکی از ویژگی های شناختی این سنین ، خودمحوری سال های قبل از دبستان است که در این سنین کم تر می شود این ویژگی ( خودمحوری ) در سنین دبستان نسبت به قبل کم تر می شود.

حساسیت آن ها نسبت به احساسات دیگران بیشتر می شود و احساسات دیگران را در شرایط مختلف می فهمند مثلا غم ، شادی و ... و آثار خودمحوری کلام ( زبان ) هم در این سنین کم تر می شود همانند بزرگسالی استرس در کودکان نیز اتفاق می افتد .

با این تفاوت که کودکان علائم استرس و اضطراب را به شیوه های دیگری نشان میدهند . برای مثال ممکن است بی قراری هایشان افزایش یابد و با لجبازی بیشتری از خود نشان دهند .

تجربه استرس در مدت زمان طولانی و یا به شدت زیاد در هر دوره ای عوارض و پیامدهای ناخوشایند بسیاری دارد . این عوارض در دوران 9 کودکی از اهمیت بیشتری برخوردار است ؛ چرا که مغز و بدن کودک در این دوران در حال رشد و تکامل است و استرس می تواند در روند رشد اختلال ایجاد کند .

در این پژوهش بر آنیم که به استرس یکی از دانش آموزان را که لطمه زیادی بر وضعیت روحی و تحصیلی او زده بپردازیم ، راهکار هایی ارائه دهیم تا در حد توان گامی برای بهبود وضعیت وی برداریم .


اهداف


هدف کلی

کاهش استرس یگانه


اهداف جزیی


۱)عوامل ایجاد استرس در یگانه از بین برود.


۲)نشانه های استرس مانند پرخاش ، انزوا و ... در یگانه از بین برود.


۳)تعاملات اجتماعی و عملکرد تحصیلی یگانه ارتقا یابد.


فرضیات


۱)یگانه دانش آموزیست که انتظارات بالای اطرافیان او را دچار استرس شدید کرده است .


۲)با حذف انتظارات نا معقول و برقراری صمیمیت میتوان استرس یگانه را کاهش داد.

تحلیل موقعیت


توصیف


اینجانب معصومه حسینی با هفت سال سابقه کار در سال۹۹_۱۴۰۰ در مدرسه ی جابر ابن حیان در روستای آقکند شهرستان کبودر آهنگ که ۱۰۰ دانش آموز دارد ، در یک‌ کلاس ۲۰ نفره در پایه ی @@@مشغول به خدمت می باشم .

امسال با دانش آموزی به نام یگانه رو به رو شدم که به رغم نداشتن مشکلات خانوادگی ،مالی و‌جسمی دچار استرسی وحشتناک بود که عملکرد تحصیلی و ارتباطی او را تا حدود زیادی تحت تاثیر قرار داده بود. ناخن هایش را میجوید، نمیتوانست رسا و‌یلند صحبت کند ، بریده بریده حرف میزد و اغلب منزوی و تنها بود .



استنباط


بنظرم استرس دانش آموز ناشی از باز خواست های فراوان او و ترس از تنبیه است . دانش آموز احتمالا از پایه دروس را به خوبی یاد نگرفته ، از درس عقب مانده و چون از ابتدا با یاد نگرفتن شروع کرده علاقه اش را به مدرسه از دست داده و از آنجا به گونه ای متنفر شده است . استرس میتواند ناشی از دوران قبل مدرسه به علت برخورد نا مناسب اطرافیان با وی در مقابل ندانستن نیز باشد .


بازنگری

بررسی های بنده نشان داد که استرس زاییده ی برخورد نا مناسب اطرافیان به جای حل مشکل از ریشه است . انتظارات نا به جا و توقعات فرای توانایی فرد ، تنبیهات مکرر و عدم توجه و عدم رسیدگی به وضعیت روحی و تحصیلی دانش آموز توسط خانواده باعث ایجاد استرس در کودک و وارد شدن آسیب های روانی ، شخصیتی و تحصیلی به وی وهمچنین متنفر شدن او از تحصیل و مدرسه میشود.



قضاوت و مسئله یابی


استرس بیش از آن که ناشی تفکر فردی و دشواری ذاتی کودک باشد ، زاییده ی محیط و برخورد ناصحیح اطرافیان است . البته استرس همیشه بد نیست اما بودن بیش از حد آن در مواقعی که خطر نیست موجب تاثیرات روحی ، تحصیلی و حتی جسمی بر کودک می شود . در برابر یک کودک اهمیت داشتن برخورد صحیح خصوصا از جانب معلم و والدین دو چندان میشود چرا که کودکیست که ریشه های آینده در آن دمیده میشود و اغلب رفتار و افکار ایجاد شده در کودکی در بزرگسالی غیر قابل تغییر هستند پس برای مشکل این دانش آموز ، هر چه سریع تر باید اطرافیان را مجاب کرد که رفتار آنها نا مطلوب است و باید در تغییر و بهبود آن بکوشند قبل از آنکه روح کودک بیش از این آسیب ببیند . در مرحله ی دوم استرس ناشی از مدرسه به علت انتظارات بالای معلم و عدم توجه به توانایی های فردی و همچنین تکالیف و محتوای غیر متناسب سازی شده به وجود می آید . و در آخر تنبیه تشدید کننده ی استرس و رفتار های ناهنجار فرد است نه بهبود دهنده ی آن .


تبیین مسئله :


استرس معمولا از سمت خانواده ، دوستان یا مدرسه ایجاد می شود و کودکان و دانش آموزان در کنترل آن نقش زیادی ندارد . استرس زمانی رخ میدهد که کودکان توانایی پاسخگویی به سوالات را ندارند . البته در شرایط خاصی استرس از درون کودکان آغاز می شود و آنها نمی توانند استرس خود را کنترل کنند . محیط خانه و مدرسه زمانی که پر تنش باشد استرس کودکان نیز بیشتر می شود . این بدین معنی است که مهمترین عاملی که موجب می شود کودکان و دانش آموزان ابتدایی و حتی دانش آموزان با سنین بیشتر در هر محیطی استرس داشته باشند ، استرس در محیط است .


یگانه دچار ضعف تحصیلی ناشی از استرس نیز است.

یگانه از آنجایی که مشکل خانوادگی و جسمی ندارد و انتظارات بالا و رویای بهترین بودن او را به اینجا کشانده قطعا با ارائه راهکار های آرامش بخش بهبود می یابد .


شواهد ۱


دلايل ومستندات


شاید باورش برای بعضی از والدین سخت باشد ، اما باید پذیرفت که کودکان بر خلاف تصور رایج پدر و مادرها ، استرس را تجربه می کنند . بیشتر والدین ، دنیای کودک را دنیایی پر از شور و نشاط و بدون هر گونه استرس و نگرانی می دانند و از آن جا که خودشان از فرزندان شان محافظت و مراقبت و نیازهایشان را تامین می کنند ، خیلی به عوامل استرس زا توجهی ندارند . بعضی از آنها باورشان نمی شود کودکان هم با مشکلی به نام استرس در گیربشوند ، اما روان شناسان حوزه کودک نظر دیگری دارند . طبق آخرین تحقیقات ، بیشتر از ۲۰ درصد کودکان چهار سال به بالا با این مشکل دست و پنجه نرم می کنند و بی توجهی والدین ، باعث حل نشدن این مشکل روانی شان می شود که آینده کودک را با خطراتی روبه رو می کند . در ادامه مبحث ، چند نکته درباره علایم و توصیه هایی برای کاهش استرس کودکان مطرح می شود .

از کجا بفهمم که کودکم استرس دارد ؟ استرس در کودکان کم سن و سال می تواند به صورت مکیدن شست ، ناخن جویدن ، انگشت در بینی کردن ، شب ادراری و ... باشد ، اما در کودکان بزرگ تر می تواند به شکل پرخاشگری ، بدزبانی ، اذیت کردن دیگران ، کابوس دیدن ، دروغ گفتن ، بی نظمی ، نداشتن اعتماد به دیگران و ...خود را نشان دهد . با توجه به اهمیت این موضوع ، این سوال پیش می آید که چگونه می توان به کاهش اضطراب و استرس کودک کمک کرد ؟

درباره ترس هایش با او صحبت کنید

وقتی می ترسیم از مواجهه با عوامل ترس خود اجتناب می کنیم ، در صورتی که اجتناب از این شرایط ، استرس انسان را افزایش می دهد . در عوض اگر کودک در مواجهه با ترس خود قرار گیرد ، یاد خواهد گرفت در طول زمان به طور طبیعی استرس خود را کاهش دهد . بدن نمی تواند برای مدت زمان بسیار طولانی مضطرب بماند ، بنابراین سیستمی برای کاهش استرس در این شرایط وجود دارد که بدن را آرام می کند . حواس تان باشد که مثبت نگر شود یکی دیگر از عوامل استرسی شدن کودکان ، دید منفی آنها به زندگی است . اگر شما مثبت نگر باشید ، فرزند شما هم چنین خواهد شد . به او بگویید باید در انتظار اتفاق های مثبت زندگی باشد تا با خیال آسوده تری به رشد استعدادهایش بپردازد

. به قول معروف ، جلوی کودکان به صورت همیشگی فال بد نزنید که تو نمی توانی و نمی شود و ... به او اطمینان بدهید که لازم نیست بهترین باشد بسیاری از ما فکر می کنیم لازم است فرزندان ما در زمینه های ورزشی ، مدرسه و عملکردهای مختلف همواره موفق باشند ، اما گاهی اوقات فراموش می کنیم بچه ها باید کودکی کنند . عملکرد فرد در مدرسه را نمرات تعیین می کنند نه لذت بردن از یادگیری .

مهم است که فرزندتان را به تلاش بیشتر تشویق کنید ، اما به همان اندازه مهم است که اشتباهات و نواقص وی را بپذیرید و درک کنید . کودک تان باید بداند هر انسانی در بعضی حوزه ها ضعیف است .

استرس در کودکانی که احساس می کنند باید در همه حوزه ها بهترین باشند ، خسته کننده و ناامید کننده است .

خودتان استرسی نباشید

کودکان به والدین خود نگاه می کنند تا بدانند چه واکنشی در هر موقعیتی باید داشته باشند . همه ما تا به حال با این صحنه مواجه شده ایم که کودکی در حال دویدن زمین می خورد . اولین حرکت او این است که به والدینش نگاه کند و اگر آنها را نگران ببیند ، گریه می کند به این دلیل که کودک ناخود آگاه برای نحوه برخورد در هر موقعیتی ، از والدین راهنمایی می گیرد . کودکان در تمام سنین پیرو احساسات والدین خود هستند . اگر شما مضطرب هستید ، فرزند شما مضطرب می شود ؛ بنابراین وقتی می خواهید اضطراب کودک خود را کاهش دهید ، باید اضطراب خود را مدیریت کنید . بپرسید که چرا استرسی می شود ؟ اگر فرزندتان به شما می گوید که نگرانی یا ترسی دارد ، نگویید : « نه تو نباید بترسی » یا « تو مشکلی نداری که بترسی » . این به فرزند شما کمک نمی کند . در عوض ، این احتمال وجود دارد فرزند شما به این باور برسد که شما اصلا به او اهمیت نمی دهید یا او را درک نمی کنید .

به جای این جملات ، تجربیات فرزندتان را با گفتن این که « به نظر می آید ترسیده باشی ، چه چیزی تو را نگران کرده ؟ » درک کنید و سپس بحث و گفتگو درباره احساسات و ترس فرزندتان را ادامه دهید .


اعتماد به نفس اش را بالا ببرید

کودکان تحت شرایط تنش زا ممكن است در افکار منفی و انتقاد از خود گم شوند یعنی بر نیمه خالی لیوان و نگرانی درباره وقایع آینده تمرکز کنند . هر چه بیشتر بتوانید بر ویژگی های مثبت فرزندتان و نقاط قوت وی تاکید کنید ، بیشتر آن را به فرزندتان یادآوری می کنید که با تلاش به خواسته هایش در آینده خواهد رسید .

تعریف و تمجید از کودک اگر واقع بینانه و بر اساس نقاط قوتش باشد ، تاثیر زیادی در افزایش اعتماد به نفس و کاهش استرس او خواهد داشت . سرگرمی برایش ایجاد کنید کودکان به آرامش نیاز دارند .


متأسفانه گاهی اوقات حتی فعالیت های سرگرم کا کننده مانند ورزش ، بیش از آن که سرگرم کنند باشد ، بر موفق یا موفق نشدن در آن تاکید می شود و والدین از فرزند خود می خواهند برای کسب موفقیت در آن تلاش کند . شما باید در طول هفته فعالیت هایی را که برای فرزند شما فقط جنبه سرگرمی دارد ، تدارک ببینید . این ممکن است شامل برنامه ریزی روزانه برای کودک شما باشد که با اسباب بازی یا بدون آن بازی کند ، یک ورزش ( بدون آن که رقابتی باشد ) انجام دهد یا نقاشی کند . از پاداش دادن به موقع غافل نشوید هر زمان که کار درستی انجام می دهد ، وی را با ستایش ، در آغوش گرفتن یا حتی هدیه دادن چیزهای کوچک مانند یک برچسب یا برخورد محبت آمیز پاداش دهید .

این روش ، دادن رشوه نیست بلکه انگیزه ای برای فرزندتان است تا خود را در موقعیت های مختلف قرار دهد و بیشتر به فکر انجام کارهای درست باشد . اگر رفتارهای توام با پاداش داشته باشید ، فرزند شما فعال تر خواهد شد . ( قائمی ، علی اکبر ۱۳۷۶ )


ایده ها یا راه حل ها


۱ ) برگزاری جلسه ای با والدین در حضور مشاور مدرسه


۲ ) آموزش بیان احساسات به کودک


۳ ) تایید کودک و همدردی با او


۴ ) ایجاد فرصتی که کودک به ناهنجاری های رفتاریش فکر کند


۵ ) داشتن صبر و حوصله


(همه ی راهکار های پیشنهاد شده به لطف خدا قابل اجرا می باشند . )


اجرای راهکار ها و نظارت


ابتدا با هماهنگی با کادر مدرسه والدین دانش آموز را به مدرسه دعوت کردم تا با کمک مشاور محترم مدرسه در ارتباط با برخورد نا صحیح آنها و تغییر رفتار و انتظاراتشان با آنها صحبت کنیم.

در ارتباط با کودک من با درد و دل کردن و حساب کردن او به عنوان یک رفیق و یک فرد عاقل از او کمک خواستم تا در مشکلاتم نظراتش را بگوید و اینگونه در ایجاد یک فضای صمیمانه با او اقدام کردم.

کم کم دانش آموز نیز احساساتش را با من در میان میگذاشت و به من میگفت در باره ی هر چیز چگونه فکر میکند. اوایل با او همدردی میکردم و با کلماتی مانند (من هم همینطور، چقدر بد ، منم ناراحتم ) سعی میکردم او بفهمد که من درکش میکنم.

هرگاه دانش آموز دچار پرخاشگری یا رفتار نا به هنجاری میشد به جای تنبیه به او برای مثال میگفتم (رفیق ناراحتم کردی به کارت فکر کن) و اینگونه او را متوجه رفتار بدش میکردم . در تمامی این مراحل سعی میکردم صبور و با آرامش عمل کنم .


شواهد ۲

دانش آموز کم کن از انزوا و ترس بیرون امد.

با صمیمی تر شدن تعاملات او بهتر شد و کم کم نشانه های استرس در او از بین رفت.

توقعات والدین واقع بینانه شده بود و تنبیه بالکل حذف شده بود و ما با یک دانش آموز سر زنده تر روبه رو بودیم.


نتایج :

دانش آموز من که دچار استرس شدید به علت توقعات بالای اطرافیان و نشانه هایی مثل ناخن جویدن و خشونت بود با انجام راهکار هایی مثل صمیمیت و بیان احساسات به تدریج بهبود یافت و این نشانه ها در او کم رنگ و بعضا نا پدید شدند.

علاوه بر حال روحی و ارتباط اجتماعی بهتر با تمرکز بیشتری در کلاس ها حضور میافت و در جهت جبران چیز هایی که در گذشته یاد نگرفته ، تلاش میکرد ازینرو عملکرد تحصیلی او نیز ارتقا یافت.

این راهکار ها به سایر معلمان و‌ والدینی با مشکلات مشابه پیشنهاد میگردد.



منابع


۱ ) قائمی ، علی اکبر ، .مسأله ترس و اضطراب کودکان - سپهر قم : انتشارات امیری ، ۱۳۷۶


۲ ) قهاری ، شهر بانو ، زندگی بدون استرس - تهران : نشر قطره ، ۱۳۹۳


3 ) معانی ، ایرج . اضطراب - تهران : شرکت انتشارات چا پخش ، ۱۳۹۵







[ بازدید : 14 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ دوشنبه 23 فروردين 1400 ] [ 5:12 ] [ shokooh ]
[ ]